مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۹۰

سعدی
چنان زندگانی کن ای نیکرای به وقتی که اقبال دادت خدای
که خایند از بهرت انگشت دست گرت بر زمین آید انگشت پای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ادبی، پند و اندرزی است در باب قدرشناسی از ایام خوش‌اقبالی و نحوه تعامل با دیگران. شاعر به مخاطب خود که فردی خردمند و خوش‌سیرت است، توصیه می‌کند که در دوران توانمندی و کامیابی، چنان زندگی کند و به گونه‌ای با اطرافیان تعامل داشته باشد که منش و رفتار او در یادها بماند.

مفهوم بنیادین این ابیات، اهمیتِ بر جای گذاشتنِ نیک‌نامی و محبت است. شاعر بر این باور است که ارزشِ واقعی زندگی، نه در ثروت اندوزی، بلکه در ایجاد پیوندهای عاطفی عمیق با دیگران است، به شکلی که در روزگار سختی و رنج، دیگران از سرِ مهر و دلسوزی، اندوهگینِ حالِ او باشند.

معنای روان

چنان زندگانی کن ای نیکرای به وقتی که اقبال دادت خدای

ای انسانِ خردمند و خوش‌نیت، در روزگاری که خداوند به تو اقبال و نیک‌بختی عطا کرده است، به‌گونه‌ای زندگی کن که از این فرصت به‌درستی بهره‌مند شوی.

نکته ادبی: واژه «نیک‌رای» به معنای کسی است که اندیشه‌ای درست و خیرخواهانه دارد و در اینجا برای تکریم مخاطب به کار رفته است.

که خایند از بهرت انگشت دست گرت بر زمین آید انگشت پای

به‌گونه‌ای رفتار کن که اگر کوچک‌ترین آسیبی، حتی به اندازه برخوردِ انگشتِ پا به زمین، به تو برسد، دیگران از شدتِ اندوه و دلسوزی برای تو، از غم و حسرت، انگشتان دست خود را به دندان بگیرند.

نکته ادبی: «انگشت گزیدن» کنایه‌ای است کهن در ادب فارسی که نشان‌دهنده اوجِ افسوس، اندوه و حسرتِ شدید است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاییدنِ انگشت دست

دلالت بر شدت اندوه و افسوسِ دیگران برای مصائبِ انسان دارد.

اغراق خاییدنِ انگشت برای برخوردِ انگشت پا

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ شخصیتِ فرد بر دیگران به منظورِ بیانِ عمقِ پیوندِ عاطفی.

ندا ای نیک‌رای

برای جلبِ توجه و تکریمِ مخاطبِ خردمند به کار رفته است.