مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۸۹

سعدی
تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند هرگزش نیک نباشد بد نیکی فرمای
ملک و دولت را تدبیر بقا دانی چیست کو به فرمان تو باشد تو به فرمان خدای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در زمره پند و اندرزهای سیاسی و اخلاقی قرار می‌گیرند که خطاب به صاحبان قدرت و حکمرانان سروده شده‌اند. درون‌مایه اصلی متن، رابطه میان اطاعت از خداوند و مشروعیت قدرت دنیوی است. شاعر با زبانی صریح تبیین می‌کند که پایداری حکومت تنها در سایه عمل به فرامین الهی و سپس هدایت مردم به سوی نیکی میسر است.

شاعر در این ابیات بر اصلِ وحدتِ قول و فعل تأکید می‌ورزد. از نظر او، حاکمی که خود از فرمان خداوند سرپیچی می‌کند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که زیردستانش از او اطاعت کنند. در واقع، بقای دولت و شکوهِ پادشاهی مستلزم پیوندی معنوی است که در آن، حاکمِ مطیعِ حق، مجرایِ اجرایِ عدالت و نیکی در میانِ مردم می‌شود.

معنای روان

تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند هرگزش نیک نباشد بد نیکی فرمای

تا زمانی که خودت مطیع فرمان خداوند نباشی، مردم نیز از دستورات تو پیروی نخواهند کرد؛ زیرا کسی که خود عامل به بدی است اما دیگران را به انجام کار نیک فرا می‌خواند، هرگز نه در ظاهر و نه در حقیقت، نیک‌رفتار و رستگار شمرده نمی‌شود.

نکته ادبی: عبارت «فرمان نبردن» در مصراع نخست اشاره به اطاعت از امر الهی دارد و «نیکی‌فرمای» اشاره به فردی است که دستور به کار خیر می‌دهد اما خود عامل به آن نیست.

ملک و دولت را تدبیر بقا دانی چیست کو به فرمان تو باشد تو به فرمان خدای

آیا می‌دانی راز و چاره‌ی بقا و ماندگاری پادشاهی و حکومت چیست؟ رمز پایداری آن این است که مردم از دستورات تو اطاعت کنند و تو نیز خود در مقامِ حاکم، مطیع و فرمان‌بردارِ دستورات خداوند باشی.

نکته ادبی: «ملک و دولت» در متون کهن به معنای پادشاهی و اقتدار سیاسی است و «تدبیر بقا» به معنای چاره‌جویی برای حفظ و تداوم قدرت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بد و نیکی

بهره‌گیری از تقابل واژگانی برای برجسته‌سازی تفاوت میان رفتار ریاکارانه و عمل صالح.

اسلوب معادله تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند...

برقراری نوعی رابطه علت و معلولی که در آن مصراع دوم مصداقی برای مصراع اول است.