مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۸۱

سعدی
چو می دانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب افتادن و گردن شکستن؟