مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۷۹

سعدی
خدایا فضل کن گنج قناعت چو بخشیدی و دادی ملک ایمان
گرم روزی نماید تا بمیرم به از نان خوردن از دست لئیمان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نیایش‌گونه، بیانگرِ نیازِ قلبیِ انسان به دو گوهرِ گران‌بها یعنی ایمان و قناعت است. در نگاه شاعر، ایمان همچون سرزمینی پادشاهی است که برای پاسداری و ثباتِ آن، «قناعت» به مثابه‌ی خزانه و پشتیبان عمل می‌کند. فضای کلی متن، سرشار از توکل و عزت‌نفس است.

پیام بنیادینِ اثر، ترجیحِ فقرِ با عزت به ثروتِ همراه با خفت و خواری است. شاعر به درگاه خداوند التماس می‌کند که رزقِ او را به دستِ فرومایگان و بخیلان گره نزند تا شرفِ انسانی‌اش حفظ شود.

معنای روان

خدایا فضل کن گنج قناعت چو بخشیدی و دادی ملک ایمان

خدایا! اکنون که نعمتِ ایمان را به من بخشیدی، گنجینه‌ی ارزشمندِ قناعت را نیز نصیبم کن تا این ایمان پایدار بماند.

نکته ادبی: «ملک ایمان» اضافه استعاری است که ایمان را به سرزمینی گسترده تشبیه کرده که نیاز به حفظ و پاسداری دارد.

گرم روزی نماید تا بمیرم به از نان خوردن از دست لئیمان

اگر خداوند روزیِ مرا تا پایان عمر تأمین کند، بسیار بهتر از آن است که برای خوردنِ لقمه‌نانی، به دستِ افراد پست و بخیل چشم بدوزم.

نکته ادبی: «لئیم» واژه‌ای است برای توصیف کسی که در عینِ داشتنِ توانایی، از بخشش دریغ می‌ورزد و در فرهنگِ کهن، نمادِ پستی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گنج قناعت

قناعت به گنجی تشبیه شده که حفظ آن دشوار و بهره‌مندی از آن مایه توانگری است.

استعاره ملک ایمان

ایمان به قلمرویی تشبیه شده که گوینده در آن جایگاه دارد و نیازمند مراقبت است.

کنایه نان خوردن از دست لئیمان

کنایه از پذیرش ذلت و خواری در برابر انسان‌های خسیس برای رفع نیازهای مادی.