مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۷۵

سعدی
اگر گویندش اندر نار جاوید بخواهی ماند با فرعون و هامان
چنان سختش نیاید صاحب جاه که گویندش مرو فردا به دیوان
دو بهر از دینش ار معدوم گردد نیاید در ضمیرش هیچ نقصان
برآید جانش از محنت به بالا گر از رسمش به زیر آید منی نان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نقد تند و صریح کسانی می‌پردازد که چنان دلبسته مقام و منصب دنیوی‌اند که آخرت و ایمان خود را به بهای ناچیزی از دست می‌دهند. شاعر به تصویرسازی از شخصی می‌پردازد که در اولویت‌بندی‌های خود دچار انحراف شده و دنیای فانی را بر عقبی ترجیح داده است.

در واقع، این قطعه نمایانگر تضاد عمیق میان ارزش‌های معنوی و امیال نفسانی است. برای چنین انسانی، تهدید به عذاب اخروی و هم‌نشینی با ظالمان تاریخ، به اندازه از دست دادن یک روز حضور در دیوان و اداره، اندوهناک و سنگین نیست.

معنای روان

اگر گویندش اندر نار جاوید بخواهی ماند با فرعون و هامان

اگر به او بگویند که در آتش جاویدان جهنم، همنشین فرعون و هامان خواهد بود، چندان برایش اهمیتی ندارد.

نکته ادبی: هامان در اینجا نماد استبداد و کفر تاریخی است و نار جاوید استعاره‌ای از عذاب همیشگی دوزخ است.

چنان سختش نیاید صاحب جاه که گویندش مرو فردا به دیوان

صاحب مقام و منصب، از شنیدن خبرِ آتش دوزخ به آن اندازه که از منع حضور در دیوان و اداره در روز بعد آزرده‌خاطر می‌شود، دچار تشویش نمی‌گردد.

نکته ادبی: دیوان در بافت تاریخی متن، به معنای دستگاه اداری و دیوان‌سالاریِ حکومت است.

دو بهر از دینش ار معدوم گردد نیاید در ضمیرش هیچ نقصان

اگر بخش قابل توجهی از دین و اعتقاداتش از بین برود، در باطن و درون او هیچ احساس کمبود یا زیانی ایجاد نمی‌شود.

نکته ادبی: بهر به معنای سهم و بخش است و ضمیر در اینجا به معنای قلب و نهادِ انسان به کار رفته است.

برآید جانش از محنت به بالا گر از رسمش به زیر آید منی نان

اگر از سهم یا حقوقِ او حتی به مقدار کمی کاسته شود، چنان در رنج و عذاب می‌افتد که گویی جان از بدنش جدا می‌شود.

نکته ادبی: منی واحد وزن است و کنایه از مقدار اندکی از مایحتاج و حقوق است. برآمدنِ جان از محنت، کنایه از شدتِ بی‌تابی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح فرعون و هامان

اشاره به دو چهره تاریخی که در متون دینی نماد کفر و ستم هستند.

تضاد نار جاوید و دیوان

تقابل میان عذاب اخروی و امور اداری دنیوی برای نشان دادنِ وارونگیِ ارزش‌ها در ذهن مخاطب.

اغراق برآید جانش از محنت

بزرگ‌نمایی در شدتِ اندوهِ فرد بابتِ از دست دادنِ یک امر دنیوی ناچیز.