مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۷۴

سعدی
گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن
خرم آنکو خورد و بخشید و پریشان کرد و رفت تا چنین افسون ندانی دست بر افعی مزن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به نقدِ دلبستگی‌هایِ بی‌حاصلِ دنیوی و تبیینِ ماهیتِ گذرا و فریبنده‌یِ مال و ثروت می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌هایِ طبیعت‌گرایانه، حرص و طمعِ بشر را به کارِ بیهوده و پُرسوزِ کرم ابریشم تشبیه می‌کند که با تنیدنِ پیله، در نهایت گورِ خود را می‌سازد.

در ادامه، بر فضیلتِ انفاق و بخشش تأکید شده و به مخاطب هشدار می‌دهد که تا زمانی که به سلاحِ خرد و معرفت مجهز نشده است، نباید به طمعِ ثروت‌هایِ وسوسه‌انگیز که چون ماری خوش‌خط و خال اما گزنده‌اند، دست‌درازی کند.

معنای روان

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

اگر انسان می‌دانست که ناگهان مرگ او سر می‌رسد و باید از این جهان رخت بربندد، آیا باز هم با حرص و ولع، همچون کرم ابریشم که پیله‌ای پیرامون خود می‌تند و در آن محبوس می‌شود، به جمع‌آوری مال و ثروت می‌پرداخت؟

نکته ادبی: تعبیر پیله گرد خویش تنیدن کنایه از اسبابِ دنیوی فراهم کردن و اسیرِ مادیات شدن است.

خرم آنکو خورد و بخشید و پریشان کرد و رفت تا چنین افسون ندانی دست بر افعی مزن

خوشبخت کسی است که از داشته‌هایش بهره برد، به دیگران بخشید و پیش از رفتن از این دنیا، بارِ خود را سبک کرد. تا زمانی که راه و رسم مهارِ فتنه‌ها (افسون) را نیاموخته‌ای، به دنبالِ مال و منالِ دنیوی (افعی) مرو که سرانجام به تو آسیب خواهد رساند.

نکته ادبی: افعی در اینجا استعاره از طمع و جذابیت‌های دنیوی است که اگر بی‌تدبیری شود، زهرآگین خواهد بود.

آرایه‌های ادبی

استعاره تنیدن پیله

تمثیلی از انباشتن مال و اسباب دنیوی که در نهایت باعث محدودیت و مرگ معنوی انسان می‌شود.

استعاره افعی

نمادِ مال و دارایی دنیا که اگر بی‌مهابا به آن نزدیک شوند، گزند و آسیب به همراه دارد.

استعاره افسون

نماد معرفت، حکمت و خویشتن‌داری برای مدیریتِ وسوسه‌های مادی.