مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۷۳

سعدی
خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد حاکمان خرده نگیرند که ما رندانیم
گر کسی را عملی هست و امیدی دارد ما گداییم درین ملک نه بازرگانیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتاب‌دهنده نگاهی عارفانه و وارسته است که در آن، شاعر تنوع خلایق در هستی را می‌ستاید و بر این باور است که هر کس به شیوه‌ای در پی حقیقت است. شاعر با لحنی صمیمانه و در عین حال جسورانه، بر آزادیِ منشِ رندان تأکید می‌ورزد و آن را در برابر دیدگاهِ حساب‌گرانه و سوداگرانه در سلوک معنوی قرار می‌دهد.

در حقیقت، این ابیات تقابلی میان زهدِ مبتنی بر پاداش و عشقِ عاری از توقع ترسیم می‌کنند. شاعر خود را از جرگه تاجرانِ دین که با تکیه بر اعمالِ خویش سوداگری می‌کنند جدا می‌داند و فقر و گدایی در آستانِ دوست را بر مقامِ بازرگانانِ زاهد ترجیح می‌دهد.

معنای روان

خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد حاکمان خرده نگیرند که ما رندانیم

در گستره بی‌پایان هستی که متعلق به خداوند است، مردمان با سرشت‌ها و شیوه‌های گوناگون زندگی می‌کنند؛ پس حاکمان و ناظران نباید به خاطر سبک زندگیِ آزادمنشانه و به دور از ریای ما، به ما خرده بگیرند.

نکته ادبی: واژه رندان در ادبیات عرفانی به کسانی اطلاق می‌شود که از قیدِ تظاهر و ریا رسته و به مقامی از وارستگی و بی‌باکی دست یافته‌اند.

گر کسی را عملی هست و امیدی دارد ما گداییم درین ملک نه بازرگانیم

اگر دیگران به پشتوانه اعمالِ خود، امید به پاداشِ اخروی دارند، ما در این دنیا نه به دنبال معامله، بلکه به عنوان گدایانی بی‌چشمداشت در آستانِ خداوند ایستاده‌ایم و اهلِ تجارت و سوداگری با پروردگار نیستیم.

نکته ادبی: تضادِ معنایی میان گدا و بازرگان برای تبیینِ تقابل میان عشقِ بی‌توقع و عبادتِ سوداگرانه به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد گدا و بازرگان

این تقابل برای نشان دادن تفاوت میان رویکردِ عاشقانه و بی‌توقع به دینداری و رویکردِ کاسب‌کارانه به آن استفاده شده است.

استعاره ملک خدای

تمثیلی از جهان هستی که تحت حاکمیت مطلق خداوند قرار دارد.