مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۶۳

سعدی
ضرورتست که آحاد را سری باشد وگرنه ملک نگیرد به هیچ روی نظام
به شرط آنکه بداند سر اکابر قوم که بی وجود رعیت سریست بی اندام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین جایگاه حیاتی رهبری در جامعه و رابطه دوسویه میان حاکم و مردم می‌پردازد. شاعر معتقد است که همان‌گونه که هر بدنی نیازمند سر است، اجتماع نیز برای حفظ نظم و بقا به رهبر نیاز دارد.

در عین حال، شاعر با نگاهی دقیق، مشروعیت و کارآمدی حاکم را مشروط به حضور و جایگاه مردم می‌داند و هشدار می‌دهد که رهبریِ جدا از مردم، چون سری بی‌تن، ناقص و ناکارآمد است و حاکم بدون مردم، هیچ قدرت و اعتباری ندارد.

معنای روان

ضرورتست که آحاد را سری باشد وگرنه ملک نگیرد به هیچ روی نظام

ضروری و غیرقابل‌انکار است که هر جمعی از مردم باید پیشوا و رهبری داشته باشند؛ زیرا بدون وجود یک رأسِ هدایت‌گر، امور مملکت هرگز به سامان نمی‌رسد و دچار فروپاشی می‌شود.

نکته ادبی: سَر در اینجا استعاره‌ای از حاکم و مدیر است که قوام‌بخش نظم اجتماعی محسوب می‌شود.

به شرط آنکه بداند سر اکابر قوم که بی وجود رعیت سریست بی اندام

البته این رهبری مشروط به این است که سردمداران و بزرگان قوم بدانند که بدون وجود مردم (رعیت)، حاکمیت آن‌ها مانند سری است که بدنی ندارد و در نتیجه، اقتدار و فایده‌ای نخواهد داشت.

نکته ادبی: ترکیب سرِ بی‌اندام برای نشان دادنِ بی‌اثر بودنِ حکومتی است که رابطه‌اش با مردم قطع شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سَر و اندام

شاعر با استفاده از تشبیه جامعه به بدن انسان، سَر را نماد حاکم و اندام را نماد مردم و رعیت قرار داده است.

کنایه سرِ بی‌اندام

کنایه از حاکمی که به دلیل عدم حمایت مردم، قدرتِ اجرایی و جایگاه واقعی خود را از دست داده است.