مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۶۰

سعدی
کسان که تلخی حاجت نیازمودستند ترش کنند و بتابند روی از اهل سوال
تو را که می شنوی طاقت شنیدن نیست قیاس کن که درو خود چگونه باشد حال؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر به واکاوی دردی انسانی و اجتماعی می‌پردازد که ریشه در بی‌تجربگیِ توانگران نسبت به محنتِ نیازمندان دارد. شاعر با بیانی نکته‌سنج، کسانی را که هرگز طعم فقر را نچشیده‌اند، به دلیلِ واکنش‌های سرد و تحقیرآمیزشان در برابر حاجت‌مندان سرزنش می‌کند.

پیام بنیادین این گفتار، دعوت به هم‌ذات‌پنداری و درکِ عمیقِ رنجِ دیگران است؛ شاعر با مقایسه‌ای هوشمندانه، ناظرِ بیرونی را به تامل وامی‌دارد تا دریابد که اگر شنیدنِ ماجرایِ رنجِ دیگری برای آدمی گران و تحمل‌ناپذیر است، کسی که خود در آن غرق شده، چه بارِ گران و ناگواری را بر دوش می‌کشد.

معنای روان

کسان که تلخی حاجت نیازمودستند ترش کنند و بتابند روی از اهل سوال

کسانی که هرگز طعم تلخِ نیازمندی و فقر را تجربه نکرده‌اند، وقتی کسی از آنان درخواستی می‌کند، با چهره‌ای درهم‌کشیده و ناخوشایند، از او روی برمی‌گردانند و بی‌اعتنایی می‌کنند.

نکته ادبی: حاجت در اینجا کنایه از فقر و نیازِ شدید است و ترش کردن کنایه از خشم و انزجار است. نیازمودستند شکل کهن فعل آزمودن در زمان ماضی نقلی است.

تو را که می شنوی طاقت شنیدن نیست قیاس کن که درو خود چگونه باشد حال؟

تو که فقط شنونده‌یِ داستانِ رنج و گرفتاریِ دیگران هستی و همین شنیدن برایت دشوار و آزاردهنده است، با خود بیندیش که آن کسی که خودِ این درد را با تمام وجودش لمس می‌کند، چه حال و روزِ سختی دارد؟

نکته ادبی: قیاس کن دستوری به مخاطب برای تامل و قیاسِ منطقی میانِ شنیدنِ خبرِ رنج و تحملِ خودِ آن رنج است.

آرایه‌های ادبی

کنایه ترش کردن و روی تاباندن

اشاره به نشان دادن انزجار و بی‌اعتنایی نسبت به نیازمند.

تمثیل تو را که می‌شنوی طاقت شنیدن نیست

شاعر با مقایسه تحمل شنونده و تحملِ خودِ شخصِ دردمند، بر عمقِ فاجعه تأکید می‌کند.