مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۵۸

سعدی
چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند میان عالم و جاهل تألفست محال
وگر به حکم قضا صحبت اتفاق افتد بدانکه هر دو به قید اندرند و سجن و وبال
که آن به عادت خویش انبساط نتواند وز این نیاید تقریر علم با جهال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از بیانی تمثیلی و استوار، بر تفاوت بنیادین میان دو تیپ شخصیتی «عالم» و «جاهل» تأکید می‌ورزد. شاعر معتقد است که همان‌طور که دوری مشرق و مغرب یک قانون تکوینی و طبیعی است، همنشینی و انس گرفتن میان کسی که اهل دانش است با کسی که از این موهبت بی‌بهره است، امری خلاف فطرت و در نتیجه غیرممکن است.

در ادامه، شاعر به پیامدهای این تقابل اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر جبر روزگار و سرنوشت، این دو را در کنار هم قرار دهد، این همنشینی نه تنها سودمند نیست، بلکه برای هر دو طرف، نوعی بند، زنجیر و زندانِ روحی محسوب می‌شود که مانع از آسایش و رشد آن‌ها می‌گردد.

معنای روان

چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند میان عالم و جاهل تألفست محال

همان‌طور که هیچ‌گاه مشرق و مغرب به یکدیگر نمی‌رسند و فاصله میان آن‌ها ابدی است، ایجاد دوستی و همدلی میان فرد دانا و فرد نادان نیز امری محال و غیرممکن است.

نکته ادبی: واژه «تألف» به معنای الفت، دوستی و پیوستگی است که در اینجا به رابطه نزدیک و همدلانه اشاره دارد.

وگر به حکم قضا صحبت اتفاق افتد بدانکه هر دو به قید اندرند و سجن و وبال

و اگر به واسطه تقدیر و سرنوشت، این دو نفر مجبور به هم‌نشینی و مراوده شوند، بدان که هر دو در این پیوندِ ناخواسته، دچار رنج و گرفتاری شده‌اند و این معاشرت برایشان همچون زندان و بندی ناخوشایند است.

نکته ادبی: ترکیب «قید و سجن» استعاره‌ای است از فشارهای روانی و محدودیت‌هایی که همنشینی با فرد نامتجانس بر انسان تحمیل می‌کند.

که آن به عادت خویش انبساط نتواند وز این نیاید تقریر علم با جهال

زیرا فرد دانا در کنار افراد نادان نمی‌تواند با روحیه‌ای باز و راحت رفتار کند، و از طرفی، فرد نادان نیز توانایی فهم و درک گفتار علمی و عالمانه را ندارد.

نکته ادبی: واژه «انبساط» در اینجا به معنای گشایش خاطر، خوش‌مشربی و راحتی در معاشرت است که عالم در جمع جاهلان آن را از دست می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند

تشبیه دوری و جدایی میان عالم و جاهل به دوریِ مشرق و مغرب برای تأکید بر محال بودن پیوند میان آن‌ها.

تضاد عالم و جاهل

به کار بردن دو مفهوم متضاد برای نشان دادن تفاوت ماهوی در جهان‌بینی این دو گروه.

استعاره قید و سجن

به کار بردن واژگان زندان و بند برای توصیف سختی و عذابِ هم‌نشینی با فردی که از نظر فکری با انسان هم‌خوانی ندارد.