مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۵۴

سعدی
مشمر برد ملک آن پادشاه که وی را نباشد خردمند پیش
خردمند گو پادشاهش مباش که خود پاشاهست بر نفس خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تأکید دارند که تنها داشتنِ تاج و تخت برای پادشاه بودن کافی نیست، بلکه خردمندی و برخورداری از مشاوران دانا شرط اصلیِ اعتبارِ یک فرمانرواست. در واقع، کسی که فاقدِ درایت است، در زمره‌یِ پادشاهانِ حقیقی جای نمی‌گیرد.

از سوی دیگر، شاعر با نگاهی عمیق‌تر، پادشاهیِ حقیقی را نه در حکومت بر مردم، بلکه در تسلط بر نفس و مهار امیال درونی می‌داند. از این منظر، فرد خردمندی که بر نفس خویش چیره است، خود پادشاهی است که نیازی به ملک و دیار بیرونی ندارد.

معنای روان

مشمر برد ملک آن پادشاه که وی را نباشد خردمند پیش

آن پادشاهی را که از همراهی و رایِ یک فرد خردمند در امور خود بی‌بهره است، هرگز در شمار پادشاهان و فرمانروایانِ لایق به حساب نیاور.

نکته ادبی: مشمر فعل امر منفی به معنای «به شمار نیاور» و «اعتبار نده» است و برد ملک کنایه از دایره‌یِ قدرت و جایگاهِ سلطنت است.

خردمند گو پادشاهش مباش که خود پاشاهست بر نفس خویش

به آن فردِ خردمند بگو که در پیِ جاه و مقامِ پادشاهی نباشد، چرا که او با تسلط بر امیال و شهواتِ درونیِ خود، هم‌اکنون پادشاهِ وجودِ خویش است و این حکمرانی برتر از سلطنتِ ظاهری است.

نکته ادبی: پادشاه بر نفس خویش کنایه از خودسازی و مهار غرایز است؛ این تعبیر یکی از مفاهیم کلیدی اخلاقی در ادب فارسی است که حکومتِ باطنی را بر حکومتِ ظاهری مقدم می‌شمارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه پادشاه بر نفس

اشاره به قدرتِ تسلطِ فرد بر امیال و خواهش‌های درونی خود.

تضاد پادشاه و خردمند

تقابل میان قدرت ظاهریِ دنیوی با قدرتِ درونی و عقلانی.