مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۵۲

سعدی
ای که دانش به مردم آموزی آنچه گویی به خلق خود بنیوش
خویشتن را علاج می نکنی باری از عیب دیگران خاموش
محتسب کون برهنه در بازار قحبه را می زند که روی بپوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر هشداری اخلاقی و تند در مذمت ریاکاری و خودبینی است. شاعر به کسانی که در جایگاه معلم و مصلح اخلاقی قرار می‌گیرند اما خود از کاستی‌های اخلاقی مبرا نیستند، نهیب می‌زند که پیش از قضاوت و ارشادِ دیگران، باید به اصلاح خویشتن بپردازند.

تصویرسازی شاعر در بیت پایانی، اوج تناقض میان ادعای اخلاقی و رفتار عملیِ ریاکاران را به نمایش می‌گذارد. پیام روشن است: کسی که خود درگیرِ زشتی است، صلاحیت نقد و مجازات دیگران را ندارد و سکوت برای او، رواتر از قضاوت است.

معنای روان

ای که دانش به مردم آموزی آنچه گویی به خلق خود بنیوش

ای کسی که به مردم دانش و حکمت می‌آموزی، سعی کن خودت نیز آنچه را که بر زبان می‌آوری و به دیگران توصیه می‌کنی، بپذیری و به کار بندی.

نکته ادبی: واژه "بنیوش" فعل امر از مصدر "نیوشیدن" به معنای شنیدن است که در اینجا کنایه از پذیرش و عمل به سخن است.

خویشتن را علاج می نکنی باری از عیب دیگران خاموش

تو که خود برای رفع نقص‌ها و بیماری‌های درونی‌ات هیچ اقدامی نمی‌کنی، حداقل درباره خطاهای دیگران سکوت پیشه کن و آنان را به باد ملامت مگیر.

نکته ادبی: قید "باری" در اینجا به معنای "حداقل" یا "به هر تقدیر" به کار رفته است.

محتسب کون برهنه در بازار قحبه را می زند که روی بپوش

این رفتار تو همچون مأمور حکومتی است که خود در بازار با ظاهری شرم‌آور و زننده ظاهر شده، اما زنی گناهکار را به دلیل رعایت نکردن پوشش، تازیانه می‌زند.

نکته ادبی: محتسب به معنای مامور نظارت بر اجرای احکام شرعی در بازار است. تضاد میان وضعیت ظاهری محتسب و عمل او، تصویری هجوآمیز از ریاکاری ساخته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تناقض علاج نکردن خویش و نقد دیگران

شاعر میان ناتوانی در خودسازی و جسارت در نقد دیگران، تضادی آشکار ایجاد کرده است تا پوچی ادعای فرد ریاکار را عیان کند.

هجو و طنز محتسب کون برهنه

بهره‌گیری از تصویری زشت و غیرمتعارف برای نشان دادنِ رسوایی و بی‌شرمیِ مدعیانِ دروغینِ اخلاق که خود بیش از هر کس به اصلاح نیاز دارند.