مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۴۲

سعدی
دل منه بر جهان که دور بقا می رود همچو سیل سر در زیر
پیر دیگر جوان نخواهد شد پیریش نیز هم نماند دیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، هشدار در باب ناپایداری و گذرا بودنِ عمر و دنیای مادی است. شاعر با لحنی پندآموز، خواننده را از دل‌بستن به ظواهر فریبنده جهان برحذر می‌دارد و بر این حقیقت تأکید می‌ورزد که عمر آدمی چون جریانی تند و گریزناپذیر، همواره در حال سپری شدن است.

در نگاهی ژرف‌تر، این سروده تصویری از دایره وجودی انسان ترسیم می‌کند که از دوران پیری و ضعف جسمانی، به سمت نیستی گام برمی‌دارد. پیامِ نهایی، فراخوانِ به غفلت‌زدایی و درکِ لحظاتِ زودگذرِ زندگی است تا آدمی پیش از آنکه این سیلِ زمان او را با خود ببرد، حقیقتِ هستی را دریابد.

معنای روان

دل منه بر جهان که دور بقا می رود همچو سیل سر در زیر

به این دنیای فانی دل نبند و وابستگی پیدا نکن، چرا که دورانِ آسایش و ماندگاری در آن، بسانِ سیلی خروشان و تند، با شتاب و بدون توقف در گذر است.

نکته ادبی: عبارت «سر در زیر» کنایه از تندی، سرکشی و شتاب در جریانِ آب است که استعاره‌ای از حرکتِ گریزناپذیر و سریعِ زمان می‌باشد.

پیر دیگر جوان نخواهد شد پیریش نیز هم نماند دیر

انسانی که پیر شده، دیگر هرگز به دورانِ جوانی بازنمی‌گردد؛ و حتی همان ایامِ پیری نیز برای او مدتِ زیادی دوام نخواهد داشت و به سرعت به پایان می‌رسد.

نکته ادبی: واژه «دیر» در اینجا به معنای طولانی بودن یا دیر پاییدن است و تکرار آن در پایان، بر گذرِ سریعِ عمر تأکیدی دوچندان دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو سیل

شاعر گذرِ زمان را به سیلی خروشان تشبیه کرده است تا بر سرعت و غیرقابل‌مهار بودنِ آن تأکید کند.

کنایه سر در زیر

کنایه از حرکتِ تند، جسورانه و غیرقابل‌بازگشتِ آب که نمادِ جریانِ تندِ ایام است.

تضاد پیر و جوان

تضاد میان دو دوره از عمر آدمی برای نمایشِ ناگزیریِ تغییر و تحول در زندگی.