مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۴۰

سعدی
هر که مشهور شد به بی ادبی دگر از وی امید خیر مدار
آب کز سرگذشت در جیحون چه بدستی، چه نیزه ای، چه هزار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر واقع‌بینی در شناخت خوی انسان و پذیرشِ ناگزیریِ پیامدها تأکید دارد. شاعر در نگاه نخست هشدار می‌دهد که شهرت به بدرفتاری، راه را بر هرگونه انتظارِ خیرخواهی می‌بندد و در نگاه دوم، به وضعیت بحرانی اشاره می‌کند که وقتی کار از حد بگذرد، تفاوت در میزانِ شدت، دیگر تأثیری در اصلِ فاجعه ندارد.

معنای روان

هر که مشهور شد به بی ادبی دگر از وی امید خیر مدار

کسی که به بدرفتاری و بی‌ادبی مشهور شده است، دیگر نباید از او انتظار هیچ کار خیر یا نیکی داشت.

نکته ادبی: فعل 'مدار' در اینجا فعل امر منفی و به معنای 'قرار مده' است که بر قاطعیت در قطع امید دلالت دارد.

آب کز سرگذشت در جیحون چه بدستی، چه نیزه ای، چه هزار

زمانی که آب از سر انسان بگذرد و در وضعیتی کاملاً بحرانی قرار گیرد، فرقی نمی‌کند عمق آن چقدر باشد؛ چرا که در هر حال، نتیجه یکسان است و تفاوت درجات، اهمیتی ندارد.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثل 'آب از سر گذشتن' که کنایه از رسیدن به نقطه پایان و ناتوانی در چاره‌اندیشی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آب از سر گذشتن

بهره‌گیری از یک مَثَلِ مشهور برای بیان استیصال و رسیدن به مرحله‌ای که دیگر راه برگشت یا چاره‌ای وجود ندارد.

اغراق چه بدستی، چه نیزه‌ای، چه هزار

استفاده از مقادیر متغیر برای نشان دادن این نکته که در شرایط بحرانی، تفاوت در شدتِ وضعیت، ماهیتِ خطر را تغییر نمی‌دهد.