مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۳۴

سعدی
خداوند کشور خطا می کند شب و روز ضایع به خمر و خمار
جهانبانی و تخت کیخسروی مقامی بزرگست کوچک مدار
که گر پای طفلی برآید به سنگ خدای از تو پرسد به روز شمار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی پندآموز بر مسئولیت خطیر و سنگینِ امر کشورداری و پادشاهی تأکید می‌ورزد. شاعر با تقبیحِ غفلتِ حاکمان و سرگرم‌شدن به لهو و لعب، آنان را از سستی در مقام والای فرمانروایی برحذر می‌دارد و یادآور می‌شود که این جایگاه نعمتی است که بازخواست الهی را به دنبال دارد.

در واقع، مفهوم مرکزی این کلام عدالت‌محوری و دلسوزی حاکم برای کوچک‌ترین اعضای جامعه است. حاکم در این نگاه، مسئولِ امنیت و آسایش همگان است و چنانچه حتی ناچیزی رنجی ببیند، ساحت قدرت در برابر پروردگار مسئول و پاسخگو خواهد بود.

معنای روان

خداوند کشور خطا می کند شب و روز ضایع به خمر و خمار

حاکمِ کشور راهِ خطا می‌پیماید و تمامِ وقت و عمرِ خود را به جای تدبیرِ امور، صرفِ میگساری و مستی می‌کند.

نکته ادبی: ترکیبِ «خداوندِ کشور» به معنایِ مالک و فرمانروایِ سرزمین است و «خمر و خمار» کنایه از غرق‌شدن در لذت‌های زودگذر و بی‌خبری از احوالِ مردم است.

جهانبانی و تخت کیخسروی مقامی بزرگست کوچک مدار

فرمانروایی بر جهان و تکیه زدن بر تختِ پادشاهیِ عدل‌گستری همچون کیخسرو، مقامی بسیار رفیع و پرمسئولیت است؛ پس هرگز آن را امری کوچک و بی‌اهمیت نپندار.

نکته ادبی: «کیخسروی» اشاره به پادشاهیِ دادگر در اسطوره‌های ایرانی دارد و نمادی از کمالِ فرمانروایی است.

که گر پای طفلی برآید به سنگ خدای از تو پرسد به روز شمار

زیرا که اگر کودکی حتی کوچک‌ترین آسیبی ببیند و پایش به سنگی برخورد کند، تو در پیشگاهِ خداوند در روزِ قیامت باید پاسخگویِ کوتاهی و غفلتِ خود باشی.

نکته ادبی: «روزِ شمار» اشاره به روزِ رستاخیز و محاسبه‌ی اعمال دارد و تأکیدی بر عدالتِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح تخت کیخسروی

اشاره به کیخسرو، پادشاه اساطیری ایران که نماد دادگری و پادشاهیِ آرمانی است.

کنایه خمر و خمار

کنایه از بی‌خیالی، غفلت و سرگرم شدن به لذت‌های دنیوی به جای انجام وظایف حکومتی.

مبالغه گر پای طفلی برآید به سنگ / خدای از تو پرسد

اغراق برای نشان دادنِ عمقِ مسئولیتِ حاکم در قبالِ امنیتِ کوچک‌ترین و ناتوان‌ترین افراد جامعه.