مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۳۳

سعدی
چو رنج برنتوانی گرفتن از رنجور قدم ز رفتن و پرسیدنش دریغ مدار
هزار شربت شیرین و میوهٔ مشموم چنان مفید نباشد که بوی صحبت یار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش والای عاطفه و هم‌دردی در روابط انسانی تأکید دارند. شاعر بیان می‌کند که اگرچه درمان‌های مادی برای بیماری‌ها اهمیت دارند، اما حضور و همدلی دوستان، نیروی شفابخشی دارد که با هیچ دارویی قابل مقایسه نیست.

درونمایه اصلی این کلام، دعوت به اخلاقِ شفقت و اهمیتِ همراهیِ قلبی با دردمندان است. شاعر یادآور می‌شود که گاهی همین حضورِ ساده و پرسش از حالِ یکدیگر، ارزشمندتر از هر هدیه یا درمانِ مادی است و می‌تواند مرهمی بر زخم‌های روحی و جسمی باشد.

معنای روان

چو رنج برنتوانی گرفتن از رنجور قدم ز رفتن و پرسیدنش دریغ مدار

اگر توانِ آن را نداری که بیماری را از تنِ رنجورِ بیمار دور کنی، دست‌کم از رفتن به عیادتش و پرس‌وجو از حالِ او کوتاهی مکن.

نکته ادبی: رنجور در فارسی کهن به معنای بیمار و دردمند است. دریغ مدار فعل امری منفی به معنای کوتاهی نکن و مضایقه ننمای است.

هزار شربت شیرین و میوهٔ مشموم چنان مفید نباشد که بوی صحبت یار

هزاران داروی شیرین و میوه‌های خوش‌بو، برای بیمار به اندازه حضور و صحبت با یک دوست صمیمی، فایده و خاصیتِ شفابخش ندارد.

نکته ادبی: مشموم واژه‌ای عربی به معنای معطر و خوش‌بو است. در این بیت صحبت یار در تقابل با درمان‌های فیزیکی، به‌عنوان اصلی‌ترین عامل التیام معرفی شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه قدم ز رفتن دریغ مدار

دعوت به عیادت و حضور بر بالین بیمار که به جای بیان مستقیم، به صورت کنایی آمده است.

تضاد رنج و شربت در برابر صحبت یار

تقابل میان داروها و خوراکی‌های مادی با تأثیر معنویِ همنشینی و دوستی.

اغراق هزار شربت شیرین

برای تأکید بر بی‌تأثیریِ درمان‌های مادی در برابرِ نیروی معنویِ دوستی، از عدد کثرتِ هزار استفاده شده است.