مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۳۰

سعدی
به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار
تبرک از در قاضی چو بازش آوردی دیانت از در دیگر برون شود ناچار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نقدی گزنده بر فساد اخلاقی و قضایی در جامعه است. شاعر با زبانی صریح، تأثیر مخرب زر و سیم (مال دنیا) را بر وجدان انسانی و نظام دادگستری به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه طمع، حریم عدل را می‌شکند.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، تقابل میان ثروت و دیانت است. شاعر هشدار می‌دهد که با نفوذ رشوه و مال حرام به مسند قضاوت، دین و انصاف ناگزیر از آن محیط رخت برمی‌بندد و جای خود را به تباهی می‌دهد.

معنای روان

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

با استفاده از زر و سیم و ثروت، می‌توان زبان مردم را از انتقاد بست و حتی دشمنان خطرناک و خشمگین را همچون ماری که با افسون افسونگر رام می‌شود، مطیع و آرام کرد.

نکته ادبی: «پرهٔ زرین» استعاره از قفل یا مهر و موم طلا و پول است و «شیدا مار» به معنای مار سرمست یا خشمگین است که کنایه از معاندان و بدگویان است.

تبرک از در قاضی چو بازش آوردی دیانت از در دیگر برون شود ناچار

هنگامی که رشوه‌ای را در پوشش هدیه و تبرک به خانه قاضی می‌بری، دین و پرهیزکاری ناگزیر از درِ دیگر آن خانه فرار می‌کند و خارج می‌شود.

نکته ادبی: «تبرک» در اینجا واژه‌ای طنزآمیز برای توصیف رشوه است و تضاد میان درآمدنِ زر و برون‌شدنِ دیانت، تقابلِ اخلاقیِ موجود در فساد را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره قفل و پرهٔ زرین

اشاره به قدرتِ نفوذِ پول و رشوه برای بستن دهان منتقدان.

تشبیه و کنایه افسون دهان شیدا مار

تشبیه آرام کردن دشمنان به مارگیری و کنترلِ خشمِ افراد با ثروت.

تضاد از در درآمدن و از در دیگر برون شدن

تقابل میان ورودِ رشوه و خروجِ فضیلت و دیانت که نشان‌دهنده ناسازگاری این دو با یکدیگر است.