مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۲۸

سعدی
بود در خاطرم که یک چندی گرچه هستم به اصل و دانش حر
به خرد با فرشته هم پهلو سخن نظم، نظم دانهٔ در
تا مگر گردد از ایادی تو تنگم از مرده ریگ مردم پر
چون نبودیم در خور خدمت گفت عفوت که السلامة مر
بندگی درت کنم چندی بی ریا همچو ایبک و سنقر
ترک کردیم خدمت و خلعت نه دیار عرب نه شیر شتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات، تصویری از زیستِ شاعرانه در دربار و مناسباتِ کهنِ خدمت‌گزاری را ترسیم می‌کنند. شاعر در این ابیات، ضمنِ ابرازِ آگاهی از شأنِ انسانی و دانشِ خویش، درگیرِ تعارضی میانِ میل به پیوستن به دستگاهِ حاکم و حفظِ آزادگی است. مضمونِ غالب، بیانِ رنجِ وابستگی و در نهایت تصمیم به ترکِ تعلقاتِ دنیوی وِ خدمت‌گزاری است که در فضایی آمیخته به تواضع و زهدِ کلامی روایت می‌شود.

در این اشعار، شاعر با استعانت از نمادهای تاریخی و ادبی، هویتِ خویش را فراتر از یک خدمتگزارِ معمولی می‌داند. تعابیرِ به کار رفته در این ابیات، نشان‌دهنده گذارِ شاعر از طمعِ رسیدن به جایگاه‌های دنیوی به سمتِ خودشناسی و برائت از ظواهرِ دربار است که در قالبِ روایتی موجز و گزنده بیان شده است.

معنای روان

بود در خاطرم که یک چندی گرچه هستم به اصل و دانش حر

مدت‌ها در ذهن داشتم که برای مدتی محدود، کاری انجام دهم.

نکته ادبی: واژه "یک چندی" به معنای دوره‌ای کوتاه است.

به خرد با فرشته هم پهلو سخن نظم، نظم دانهٔ در

اگرچه از لحاظ اصالتِ خانوادگی و دانشِ اندوخته، انسانی آزاده و سرفرازم.

نکته ادبی: "حر" در تقابل با بنده به معنای آزاده است و نشان‌دهنده عزت نفس شاعر.

تا مگر گردد از ایادی تو تنگم از مرده ریگ مردم پر

از نظر هوش و خرد، با فرشتگان برابری می‌کنم.

نکته ادبی: "هم‌پهلو" استعاره از برابری و هم‌ترازی در فضیلت است.

چون نبودیم در خور خدمت گفت عفوت که السلامة مر

شعر گفتنِ من، همچون مرتب کردن و به رشته کشیدنِ مرواریدهاست.

نکته ادبی: اشاره به صنعت نظم در شعر که به نظم کشیدنِ مروارید تشبیه شده است.

بندگی درت کنم چندی بی ریا همچو ایبک و سنقر

تا شاید به واسطه دست‌گیری و الطافِ تو، گشایشی حاصل شود.

نکته ادبی: "ایادی" جمعِ ید به معنای دست‌ها و استعاره از بخشش و قدرت است.

ترک کردیم خدمت و خلعت نه دیار عرب نه شیر شتر

از تکیه کردن به میراثِ گذشتگان و آنچه از مردم باقی مانده، احساس دلتنگی و بیزاری می‌کنم.

نکته ادبی: "مرده ریگ" به معنای ارث و میراث و چیزی است که از دیگری مانده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح ایبک و سنقر

اشاره به شخصیت‌های تاریخی و نظامی مشهور در قرون میانه که نماد وفاداری بوده‌اند.

تشبیه سخن نظم، نظم دانهٔ در

تشبیه شعر و نظم کلام به نخ کردن مروارید (نظمِ دُر).

کنایه السلامة مر

کنایه از اینکه عاقلانه‌ترین کار در موقعیت خطر یا عدم شایستگی، ترک کردن و دور شدن است.