مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۲۶

سعدی
ای غره به رحمت خداوند در رحمت او کسی چه گوید
هر چند مثرست باران تا دانه نیفکنی نروید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک قطعه پندآموز و اخلاقی، توازنی ظریف میان دو مفهومِ بنیادینِ توکل و تلاش برقرار می‌کند. شاعر بر این باور است که اگرچه رحمت و فیض الهی بسترساز حیات و موفقیت است، اما این جریانِ فیض بدونِ مشارکتِ فعال و کنش‌گریِ انسان، به ثمر نمی‌نشیند و کارکردی عینی نخواهد داشت.

در واقع، پیام محوری این کلام، نقدِ انفعال و توکلِ نادرستی است که در آن انسان به بهانه‌ی تکیه بر قدرت خدا، از مسئولیت‌های فردی خود غافل می‌شود. شاعر با استفاده از تمثیلی ساده و طبیعت‌گرایانه، این حقیقتِ عقلی را گوشزد می‌کند که موفقیت، حاصلِ تلاقیِ رحمتِ عامِ الهی و همتِ خاصِ انسانی است.

معنای روان

ای غره به رحمت خداوند در رحمت او کسی چه گوید

ای کسی که به لطف و بخشش خداوند دلخوش کرده‌ای؛ مگر کسی می‌تواند نهایتِ رحمت و گستردگیِ لطف او را توصیف کند؟

نکته ادبی: واژه «غره» در اینجا به معنای فریفته و سخت امیدوار است؛ شاعر به کسانی اشاره دارد که به جای تلاش، تنها به امیدِ صرفِ رحمت نشسته‌اند.

هر چند مثرست باران تا دانه نیفکنی نروید

اگرچه باران موجبِ رویش و برکت است، اما تا زمانی که بذر و دانه‌ای در زمین نکاری، هیچ گیاهی از خاک سر بر نمی‌آورد.

نکته ادبی: «مثر» اسم فاعل از ریشه «ثمر» و به معنای ثمربخش و بارآور است؛ کاربرد این واژه در شعر کهن برای تأکید بر خاصیتِ ذاتی باران است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل باران و دانه

شاعر با استفاده از پدیده‌های طبیعت، مفهومِ «رحمت الهی» را به باران و «تلاش انسانی» را به کاشتن دانه تشبیه کرده است تا نتیجه‌گیری عقلی را ملموس سازد.

تضاد مفهومی رحمت خداوند و دانه افکندن

تضادی میانِ منبعِ عامِ فیض (باران) و نیاز به عاملِ محرکِ فردی (کاشت دانه) ایجاد شده است تا ضرورتِ عمل را برجسته کند.