مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۲۲

سعدی
نه آدمیست که در خرمی و مجموعی به خستگان پراکنده بر نبخشاید
گلیم خویش برآرد سیه گلیم از آب وگر گلیم رفیق آب می برد شاید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش والای نوع‌دوستی و مسئولیت‌پذیری در قبال همنوعان تأکید دارند. شاعر معتقد است انسانیت تنها در آسایش و رفاه شخصی خلاصه نمی‌شود، بلکه انسانی حقیقی کسی است که در اوج برخورداری و خوشبختی، درد و رنجِ دردمندان و درماندگان را ببیند و برای گره‌گشایی از کار آنان قدم بردارد.

در ادامه، نگاهی انتقادی به خودخواهی مطرح می‌شود. از نظر شاعر، فردی که تنها به فکر نجات خود و منافع خویش از حوادث روزگار است و سرنوشت یاران و همراهانش برایش اهمیتی ندارد، شایسته نام انسان نیست و این خصلت را نشانه‌ای از پستی و حقارت وجود می‌داند.

معنای روان

نه آدمیست که در خرمی و مجموعی به خستگان پراکنده بر نبخشاید

نمی‌توان کسی را انسان دانست که در زمانِ آسایش و آرامش و وقتی که همه‌چیز بر وفق مراد اوست، به فکرِ حالِ بیماران و دردمندان و کسانی که زندگی‌شان از هم پاشیده و پراکنده است، نباشد و به آنان کمک نکند.

نکته ادبی: واژه «مجموعی» در اینجا به معنای فراغتِ خاطر و آسودگیِ ذهن است در برابر «پراکندگی» که نشانگرِ پریشانیِ ذهن و روح است.

گلیم خویش برآرد سیه گلیم از آب وگر گلیم رفیق آب می برد شاید

انسانِ فرومایه تنها به فکرِ نجاتِ خود از مهلکه‌های زندگی است و برایش اهمیتی ندارد که رفیق و همراهش در مشکلات غرق شود و دارایی‌هایش از دست برود.

نکته ادبی: «گلیم از آب برآوردن» کنایه از رهانیدن خویش از سختی‌ها و مشکلاتِ بزرگ است که در اینجا به زیبایی برای ترسیم خودخواهی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) خرمی و مجموعی در مقابل خستگان پراکنده

شاعر با قرار دادن واژه‌هایی که نشان‌دهنده آرامش در برابر پریشانی هستند، عمق بی‌توجهی فردِ خودخواه را برجسته کرده است.

کنایه گلیم خویش از آب برآوردن

کنایه از گلیم از آب برآوردن، استعاره‌ای برای حفظِ منافع شخصی و نجاتِ خود در شرایطِ سخت و بحرانی است.