مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است

سعدی
به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید
به لطف و خوی تو در بوستان موجودات شکوفه ای نشکفت و شمامه ای ندمید
چنانکه سیرت آزادگان بود کرمی به من رسید که کردی ولی به من نرسید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک قطعه یا قصیده با لحنی مودبانه و در عین حال گلایه‌آمیز سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه و تکریم مخاطب، در پی بیان جایگاه والای کرم و بخشندگی اوست و در نهایت با لطافتِ تمام، انتظار خود را برای بهره‌مندی از این بخشندگی مطرح می‌کند.

فضای شعر آکنده از مدح و ستایش است که شاعر می‌کوشد با تصویرسازی‌های ظریف از خوبی‌های بی‌همتای مخاطب، راه را برای بیان حاجت خود هموار سازد. در بیت پایانی، شاعر با ظرافت، از این‌که هنوز نوبت رسیدنِ خیر و عطایِ خواجه به او فرا نرسیده است، سخن می‌گوید.

معنای روان

به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید

اگر فرصتی دست داد و ممکن شد، این پیام را به گوش آن بزرگوار (خواجه) برسانید که ای کسی که دستان پرمهر تو کلید گنجینه‌های روزی و بخشش در جهان است.

نکته ادبی: واژه «خواجه» در متون کهن معمولاً به معنای سرور، بزرگ، ارباب و صاحب‌کار است. «خزانه ارزاق» کنایه از مال و مکنت و بخشندگی اوست.

به لطف و خوی تو در بوستان موجودات شکوفه ای نشکفت و شمامه ای ندمید

در باغ خلقت و جهان هستی، هیچ گل و گیاهی نروییده و هیچ عطر خوشی نپیچیده که به اندازه مهربانی و اخلاق خوش تو، دل‌انگیز و ستودنی باشد.

نکته ادبی: «شمامه» به معنای بوی خوش و گل‌های معطر است. شاعر با تشبیه جهان به «بوستان»، کمال اخلاقی مخاطب را با رویش گل‌های بی‌مانند مقایسه کرده است.

چنانکه سیرت آزادگان بود کرمی به من رسید که کردی ولی به من نرسید

از آنجا که عادت و رسمِ آزادمردان و کریمان، بخشندگی است، به گوش من رسیده که تو به دیگران جود و بخشش می‌کنی، اما هنوز نوبت رسیدن این کرم به من نرسیده است.

نکته ادبی: «سیرت آزادگان» اشاره به خوی جوانمردی دارد. شاعر در اینجا با لحنی بسیار مؤدبانه و غیرمستقیم، حاجت خود را بیان کرده است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) خزانه ارزاق را کف تو کلید

شاعر با تعبیری اغراق‌آمیز، کلید تمام نعمت‌های جهان را در دست مخاطب دانسته تا جایگاه رفیع او را در میان مردم نشان دهد.

استعاره بوستان موجودات

جهان هستی به بوستان (باغ) تشبیه شده است که در آن اوصاف مخاطب به مثابه شکوفه‌های بی‌همتا نمود یافته است.

کنایه به من نرسید

به جای درخواست مستقیم و عریان، شاعر با استفاده از کنایه می‌گوید که عطای او به دیگران رسیده اما به وی نه، تا غیرمستقیم تقاضای خود را طرح کند.