مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۱۵

سعدی
گر خردمند از اوباش جفایی بیند تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بی قیمت اگر کاسهٔ زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر مدار صبر و خویشتنداری خردمندان در برابر ناملایماتِ برخاسته از سوی فرومایگان می‌چرخد. شاعر با زبانی حکیمانه توصیه می‌کند که ارزشِ ذاتیِ انسان‌های وارسته، با رفتارِ جاهلانِ نادان خدشه‌دار نمی‌شود و نباید اجازه داد که آزارِ دیگران، آرامشِ خاطرِ آدمی را برهم بزند.

مفهوم کلیِ این حکایت، دعوت به بلندنظری است. همان‌طور که شکستنِ طلا به دستِ سنگی بی‌مقدار، از ارزشِ طلا نمی‌کاهد، جفایِ جاهلان نیز تنها نشان‌دهندهٔ ماهیتِ خودِ آنان است و تأثیری در ارج و منزلتِ انسانِ دانا ندارد.

معنای روان

گر خردمند از اوباش جفایی بیند تا دل خویش نیازارد و درهم نشود

اگر فردی عاقل و خردمند از سمت افراد نادان، فرومایه یا اوباش، سختی و آزاری ببیند، نباید اجازه دهد که این رنج، خاطرش را آزرده کند و او را دچار پریشانی و آشفتگی سازد.

نکته ادبی: واژه اوباش جمعِ وبش و به معنای فرومایگان و مردمِ پست است. ترکیب درهم شدن در اینجا کنایه از اندوهگین و آشفته‌خاطر شدن است.

سنگ بی قیمت اگر کاسهٔ زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

اگر سنگی بی‌ارزش و بی‌قیمت، ظرفی ساخته شده از طلا را بشکند، با این کار هیچ ارزشی به سنگ اضافه نمی‌شود و از ارزشِ طلا نیز ذره‌ای کم نمی‌گردد.

نکته ادبی: این بیت در مقام تمثیل برای بیت نخست آمده است. زرین به معنای ساخته‌شده از طلا است و تضادِ ارزشی بین سنگ و زر، پایهٔ استدلال شاعر است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل سنگ بی قیمت اگر کاسهٔ زرین بشکست...

شاعر با آوردنِ این داستانِ فرعی (شکستن کاسه توسط سنگ)، در حال اثباتِ مدعایِ اصلیِ خود در بیتِ اول است؛ یعنی نشان می‌دهد که هر کنشی نمی‌تواند ارزشِ ذاتیِ یک گوهر را تغییر دهد.

تضاد سنگ بی قیمت - کاسهٔ زرین

مقابلهٔ دو واژهٔ سنگ (نماد پستی) و زر (نماد ارزش) برای تأکید بر تفاوتِ جایگاهِ فردِ نادان و فردِ دانا به کار رفته است.