مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۰۹

سعدی
مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود
سفله گو روی مگردان که اگر قارونست کس ازو چشم ندارد کرم نامعهود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تفاوت بنیادی در دلبستگی‌ها و کانون توجه آدمیان می‌پردازد. شاعر در بند نخست، تفاوت میان جذب‌شدنِ موجوداتِ سطحی‌نگر به نیازهای مادی و کششِ انسان‌های آزاده به ارزش‌های والای اخلاقی چون وفا و جود را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

در بخش دوم، نگاهی انتقادی به فرومایگانِ توانگر دارد. نویسنده تأکید می‌کند که ثروتِ افسانه‌ای هرگز نمی‌تواند جایگزینِ گوهرِ جان و کرامتِ اخلاقی باشد و از فردِ پست‌طبع، فارغ از میزانِ دارایی‌اش، هرگز نمی‌توان انتظارِ جوانمردی داشت.

معنای روان

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

همان‌گونه که پرنده تنها به جایی پر می‌کشد که در آن خوراک و علف بیابد، انسانِ عاقل و روشن‌بین نیز به سمتی گرایش پیدا می‌کند که در آن وفا و سخاوت مشاهده کند.

نکته ادبی: صاحب‌نظر در اینجا به معنای کسی است که با دیده‌ی بصیرت می‌نگرد و تنها به ظاهر امور اکتفا نمی‌کند و چیند از مصدر چیدن به معنای جمع کردن غذاست.

سفله گو روی مگردان که اگر قارونست کس ازو چشم ندارد کرم نامعهود

خطاب به آدمِ فرومایه می‌گوید بیهوده خود را نمی‌گیرد و روی برنمی‌گرداند؛ زیرا حتی اگر ثروتی همانند قارون داشته باشی، باز هم کسی از تو انتظارِ بخشش و لطفِ بزرگ و غیرمنتظره‌ای ندارد.

نکته ادبی: سفله به معنای فرد پست‌طبع و فرومایه است و قارون نمادِ ثروتِ افسانه‌ای و بی‌حد‌وحصر در فرهنگِ کهن است که کنایه از بی‌ارزش بودنِ ثروتِ بدونِ مروت است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (اسلوب معادله) مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد / مرد صاحب‌نظر آنجا که وفا بیند و جود

همانندسازیِ رفتارِ غریزی پرنده در جستجوی غذا با رفتارِ منطقی و حکیمانه‌ی انسانِ فرهیخته در جستجوی فضیلت‌های اخلاقی.

تلمیح قارون

اشاره به اسطوره‌ی مشهورِ دارایی و ثروت در متون دینی و ادبی، برای تأکید بر اینکه ثروتِ بی‌کران نیز نمی‌تواند کاستی‌های اخلاقی را بپوشاند.

کنایه روی مگردان

کنایه از تفرعن، بی‌اعتنایی، فخر‌فروشی و خود را برتر دانستن که نشان از شخصیتِ سستِ فرد دارد.