مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۰۲

سعدی
هیچ فرصت ورای آن مطلب که کسی مرگ دشمنان بیند
تا نمیرد یکی به ناکامی دیگری دوستکام ننشیند
تو هم ایمن مباش و غره مشو که فلک هیچ دوست نگزیند
شادکامی مکن که دشمن مرد مرغ، دانه یکان یکان چیند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی واقع‌بینانه و عبرت‌آمیز به مقوله مرگ و دشمنی می‌نگرند. شاعر در آغاز، لذتِ کوتاه و ظاهریِ پیروزی بر دشمن را به تصویر می‌کشد، اما بلافاصله با چرخشی حکیمانه، مخاطب را از مغرور شدن به این پیروزی‌های زودگذر برحذر می‌دارد.

پیام بنیادینِ متن این است که سرنوشت و گذر ایام، بی‌طرف است و هیچ‌کس را استثنا نمی‌کند. همان‌طور که مرگ گریبان دشمن را گرفته است، نوبت دیگران نیز فرا خواهد رسید و بنابراین، شادمانیِ ناشی از زوال دیگران، غفلتی است که عاقبتِ محتومِ آدمی را از یاد می‌برد.

معنای روان

هیچ فرصت ورای آن مطلب که کسی مرگ دشمنان بیند

هیچ فرصت و موقعیتِ والاتری وجود ندارد که انسان را به اندازه دیدن مرگ و نابودیِ دشمنانش خشنود کند.

نکته ادبی: واژه «ورای» در اینجا به معنای فراتر از و برتر از به کار رفته است.

تا نمیرد یکی به ناکامی دیگری دوستکام ننشیند

تا زمانی که یکی از طرفینِ درگیری، با شکست و ناکامی جان نسپارد، دیگری نمی‌تواند با آرامش و کامیابی به زندگی خود ادامه دهد.

نکته ادبی: «دوستکام» مرکب از دوست (به معنای خشنود و کامروا) و کام است و به کسی گفته می‌شود که به مراد دلش رسیده است.

تو هم ایمن مباش و غره مشو که فلک هیچ دوست نگزیند

تو نیز به پیروزی خود مغرور نباش و احساس امنیت مکن، زیرا سرنوشت و چرخِ گردون با هیچ‌کس دوست نیست و به کسی وفادار نمی‌ماند.

نکته ادبی: «غره» به معنای فریب‌خورده و مغرور است؛ «فلک» در اینجا نمادِ ناپایداریِ روزگار است.

شادکامی مکن که دشمن مرد مرغ، دانه یکان یکان چیند

به مرگ دشمنت دلخوش نباش و شادی مکن، چرا که روزگار نیز همچون پرنده‌ای که دانه‌ها را یکی‌یکی برمی‌چیند، سرانجام جان همه را خواهد گرفت.

نکته ادبی: تمثیل «مرغ و دانه» کنایه‌ای از مرگ تدریجی و اجتناب‌ناپذیری است که همه انسان‌ها را دیر یا زود در کام خود می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

تمثیل مرغ، دانه یکان یکان چیند

تشبیه مرگ به پرنده‌ای که دانه برمی‌چیند؛ به معنای اینکه مرگ به آرامی و بی‌وقفه جان انسان‌ها را می‌گیرد.

استعاره فلک

استعاره از گردش روزگار و تقدیر که بی‌طرف و بی‌اعتبار است.

کنایه ایمن مباش و غره مشو

دعوت به هوشیاری و پرهیز از غرورِ بیجا نسبت به شرایطِ متغیرِ زندگی.