مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۹۰

سعدی
ز دور چرخ چه نالی ز فعل خویش بنال که از گزند تو مردم هنوز می نالند
نگفتمت که چو زنبور زشتخوی مباش که چون پرت نبود پای در سرت مالند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نصیحت‌آمیز و سرزنش‌گر بر اصل «قانون بازتاب» و مسئولیت فردی تأکید دارند. شاعر با نفی بهانه‌جویی‌های رایج که همه چیز را به گردن سرنوشت یا روزگار می‌اندازند، به مخاطب یادآوری می‌کند که رنج‌های انسان نتیجه‌ی مستقیم کردار و خوی بد خود اوست.

درونمایه اصلی این اشعار پرهیز از کینه‌توزی و آزار دیگران است. شاعر با تمثیل‌های ملموس به فرد هشدار می‌دهد که وقتی قدرت و تواناییِ آزارگری که از آن به «پر» تعبیر شده از دست برود، فرد در برابر انتقامِ دیگران بی‌دفاع خواهد بود و حاصل خوی زشتش را خواهد چید.

معنای روان

ز دور چرخ چه نالی ز فعل خویش بنال که از گزند تو مردم هنوز می نالند

چرا از گردش روزگار و سرنوشت گله می‌کنی؟ به جای آن، از اعمال و رفتار خودت گله‌مند باش؛ چرا که هنوز هم مردم به خاطر آسیب‌هایی که به آن‌ها رسانده‌ای، در رنج و فغان هستند.

نکته ادبی: «چرخ» استعاره از روزگار و تقدیر است. «گزند» به معنای آسیب و زیان است که عاملِ ناله و رنج دیگران شده است.

نگفتمت که چو زنبور زشتخوی مباش که چون پرت نبود پای در سرت مالند

مگر به تو نگفته بودم که مانند زنبورِ بدخلق و آزاررسان نباش؟ چرا که وقتی تواناییِ آسیب‌زدن را از دست بدهی، دیگران به راحتی تو را له خواهند کرد و از بین خواهند برد.

نکته ادبی: «زنبور زشت‌خوی» تمثیلی از انسان‌های شرور و بدخواه است. «پَر» در اینجا استعاره از قدرت، توان دفاع یا حربه است که فرد با تکیه بر آن به دیگران آسیب می‌زند.

آرایه‌های ادبی

استعاره دور چرخ

اشاره به گردش روزگار و تقدیر که معمولاً انسان‌ها به اشتباه آن را عامل بدبختی خود می‌دانند.

تشبیه چو زنبور

مانند کردن انسانِ بدخواه به زنبور که خوی آزاررسانی دارد.

استعاره پر

استعاره از توانایی، قدرت یا ابزاری که فرد با آن به دیگران ظلم می‌کند و باعث امنیت کاذب اوست.

تضاد نالیدن در مقابل نالیدن

شاعر تضاد زیبایی میان ناله‌ی متهم‌کننده (گلایه از چرخ) و ناله‌ی قربانیان (فریاد از ظلم او) ایجاد کرده است.