مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۷۷

سعدی
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
که توبه کردم و دیگر گنه نخواهم کرد تو خود دگر نتوانی به ریش خویش مخند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با لحنی انتقادی و هشداردهنده، به نقد رفتار کسانی می‌پردازد که تمام عمر خود را به غفلت و گناه می‌گذرانند و تنها در لحظات پایانی زندگی و هنگام رویارویی با مرگ، به فکر توبه می‌افتند. شاعر با نکوهش این ریاکاری، مخاطب را متوجه پوچی این نوع پشیمانیِ اجباری می‌کند و او را از فریب دادن خویشتن برحذر می‌دارد.

معنای روان

حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند

کسی که تمام دوران زندگی خود را به تباهی و گناه گذرانده است،

نکته ادبی: «حریف» در اینجا به معنای همدم و کنایه از انسان است و «فسوق و فجور» بر ارتکاب گناهان و دوری از مسیر درست دلالت دارد.

که توبه کردم و دیگر گنه نخواهم کرد تو خود دگر نتوانی به ریش خویش مخند

وقتی در آستانه مرگ قرار می‌گیرد، از کرده‌های خود پشیمان می‌شود و قسم می‌خورد که توبه کند.

نکته ادبی: «همی خورد سوگند» ساختار فعل مضارع استمراری است که در اینجا بیانگر تکرار و عادت فرد به سوگند خوردن هنگام بیچارگی است.

آرایه‌های ادبی

ترادف فسوق و فجور

استفاده از دو کلمه هم‌معنا برای تأکید بر گناهکار بودن فرد و عمق تباهی او.

کنایه به ریش خویش مخند

کنایه از خود را فریب دادن و به وعده‌های دروغین خود خندیدن و خویشتن را به بازی گرفتن.