مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۵۸

سعدی
تو خود جفا نکنی بی گناه بر بنده وگر کنی سر تسلیم بر زمین دارد
به نیشی از مگس نحل برنشاید گشت از آنکه سابقهٔ فضل انگبین دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر دو محور اصلی عشقِ بی‌قید و شرط و نیز خردمندی در مواجهه با خطاهای گذرا تأکید دارند. شاعر در بخش نخست، تصویرگرِ بنده یا عاشقی است که در نهایتِ تسلیم و ارادت، حتی جفای معشوق را نیز به دیده منت می‌پذیرد و آن را عینِ عدالت یا مصلحت می‌داند.

در بخش دوم، نگاه شاعر به سوی بردباری و قدرشناسی معطوف می‌شود. او با آوردنِ تمثیلی از زنبور عسل، یادآور می‌شود که نباید به خاطرِ رنجش‌های اندک، نیکی‌های بزرگ و پیشینه‌یِ پربارِ دیگران را فراموش کرد و از دوستی یا مودت دست کشید.

معنای روان

تو خود جفا نکنی بی گناه بر بنده وگر کنی سر تسلیم بر زمین دارد

ای معشوق، تو ذاتاً کسی نیستی که بی‌دلیل به بنده‌ی خود ستم کنی؛ اما اگر چنین هم کنی، بنده‌ی عاشق چنان در برابر تو تسلیم است که با کمال میل و فروتنی، سرِ خود را به علامت اطاعت بر خاک می‌گذارد.

نکته ادبی: واژه جفا در اینجا به معنای ستم و بی‌مهری است که در مقابل آن، تسلیم به معنای گردن نهادن به تقدیر و خواستِ معشوق قرار گرفته است.

به نیشی از مگس نحل برنشاید گشت از آنکه سابقهٔ فضل انگبین دارد

نباید به خاطرِ نیشِ کوچکی که از زنبور عسل می‌خوریم، از او بیزار شد یا دلگیر گشت؛ زیرا که او پیشینه‌ای از بخشندگی و عسل‌سازی دارد و نیکیِ بزرگِ او بر آن آزارِ اندک سایه می‌افکند.

نکته ادبی: مگسِ نحل ترکیبی کهن برای اشاره به زنبور عسل است و فضل در اینجا به معنای بخشش، هنر یا خاصیتِ مفیدِ انگبین است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر تسلیم بر زمین دارد

کنایه از نهایتِ خضوع، فروتنی و پذیرشِ بی‌چون و چرای حکمِ معشوق.

تمثیل به نیشی از مگس نحل

تشبیه یک خطای کوچکِ همراه با نیکی‌های بزرگ به نیش زنبور عسل، برای آموزشِ گذشت و انصاف.