مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۵۶

سعدی
آن را که تو دست پیش داری کس تیغ بلا زدن نیارد
ما را که تو بی گنه بکشتی کس نیست که دست پیش دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات شکایتی است از تضاد در رفتار معشوق؛ در یک سو، معشوق پناهگاه و سپر بلای یاران خود است و هیچ‌کس جرئت آسیب رساندن به آن‌ها را ندارد. در سوی دیگر، شاعر خود را قربانیِ بی‌پناهِ این معشوق می‌بیند که بی‌گناه به دست او کشته شده و هیچ مدافعی برای ایستادگی در برابر ستم او وجود ندارد.

فضای حاکم بر این سخن، آمیخته‌ای از گلایه، عجز و حسرت است. شاعر با تکیه بر قدرت مطلق معشوق، به تفاوت میان جایگاه خود و دیگران در نگاه او اشاره دارد و این بی‌عدالتیِ عاشقانه را با زبانی ساده اما پرمعنا به تصویر می‌کشد.

معنای روان

آن را که تو دست پیش داری کس تیغ بلا زدن نیارد

کسی که تو تحت حمایت خود قرار داده‌ای و دست یاری به سویش دراز کرده‌ای، هیچ‌کس جرئت نمی‌کند که شمشیر مصیبت و رنج را بر او فرود آورد.

نکته ادبی: دست پیش داشتن در اینجا کنایه از حمایت کردن و سپر بلا شدن است. تیغ بلا اضافه تشبیهی است که سختی‌ها و رنج‌ها را به تیغ تشبیه کرده است.

ما را که تو بی گنه بکشتی کس نیست که دست پیش دارد

اما من که بدون هیچ گناهی به دست تو کشته شدم، کسی را ندارم که از من حمایت کند و در برابر ستم تو دست یاری پیش آورد.

نکته ادبی: در اینجا از همان مفهوم دست پیش داشتن برای تضاد استفاده شده است. شاعر با تکرار این تعبیر در دو بیت، تفاوت وضعیت خود با دیگران را به زیبایی برجسته می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست پیش داشتن

به معنای حمایت کردن، پشتیبانی و دفاع کردن است.

اضافه تشبیهی تیغ بلا

تشبیه رنج و مصیبت به شمشیر که به دلیل برندگی و آسیب‌زایی به کار رفته است.

تضاد دست پیش داشتن برای محافظت در برابر نبودِ کسی برای دفاع

شاعر با استفاده از یک تعبیر واحد در دو موقعیت کاملاً متفاوت (حفاظت در برابر هلاکت)، تضاد میان وضعیت خود و دیگران را به نمایش گذاشته است.