مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۳۸

سعدی
ضرورتست به توبیخ با کسی گفتن که پند مصلحت آموز کاربندش نیست
اگر به لطف به سر می رود به قهر مگوی که هر چه سر نکشد حاجت کمندش نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به تبیین شیوه صحیح برخورد با افراد و مدیریت روابط انسانی می‌پردازد. شاعر معتقد است که اگرچه پند و اندرز راهکاری پسندیده است، اما در برخورد با کسانی که گوش شنوایی برای خیرخواهی ندارند، تندی و سرزنش امری اجتناب‌ناپذیر و گاه ضروری است.

در عین حال، نویسنده هشدار می‌دهد که باید میان کسانی که با نرم‌خویی همراهی می‌کنند و کسانی که سرکش هستند، تفاوت قائل شد؛ چرا که استفاده از زور و فشار برای کسانی که خود راه درست را در پیش گرفته‌اند، کاری عبث و ناپسند است.

معنای روان

ضرورتست به توبیخ با کسی گفتن که پند مصلحت آموز کاربندش نیست

گاه لازم است با کسی که پند و اندرز خیرخواهانه را نمی‌پذیرد و به آن عمل نمی‌کند، با تندی و سرزنش سخن گفت.

نکته ادبی: واژه ضرورتست به معنای واجب بودن و ناگزیر بودن این عمل است و مصلحت‌آموز به معنای خیرخواه و نصیحت‌گر است.

اگر به لطف به سر می رود به قهر مگوی که هر چه سر نکشد حاجت کمندش نیست

اگر کسی با مهربانی و نرمی در مسیر درست حرکت می‌کند، با خشونت با او رفتار نکن؛ زیرا کسی که سرکشی نمی‌کند، نیازی به بند و کمند اجبار ندارد.

نکته ادبی: سر کشیدن کنایه از نافرمانی و غرور است و کمند استعاره از زور و فشار و محدودیت.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر کشیدن

اشاره به نافرمانی و سرکشی کردن است.

استعاره کمند

نمادی برای زور، اجبار و قید و بند است.

تضاد لطف و قهر

تقابل میان محبت و خشونت برای نشان دادن تفاوت در شیوه برخورد.