مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۳۶

سعدی
شهی که پاس رعیت نگاه می دارد حلال باد خراجش که مزد چوپانیست
وگرنه راعی خلقست زهرمارش باد که هر چه می خورد او جزیت مسلمانیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر پیوند ناگسستنی میان حاکم و مردم تأکید دارد و مشروعیت حکومت را در گرو پاسداری و خدمت به مردم می‌داند. شاعر در این فضای فکری، پادشاه را به چوپانی تشبیه می‌کند که تنها در صورت حفاظت از رمه و رعیت، حق بهره‌مندی از دستاوردها و خراج را دارد.

در نگاهی کلان‌تر، این ابیات بیانیه‌ای اخلاقی در باب عدالت و مسئولیت‌شناسی است. حاکمی که از رفاه و امنیت مردم غافل بماند، در حقیقت خائن به امانت مردم است و بهره‌گیری او از منابع عمومی، نه تنها روا نیست، بلکه عواقبی ناگوار و ناپاک برای او به همراه خواهد داشت.

معنای روان

شهی که پاس رعیت نگاه می دارد حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

آن پادشاهی که از مردم خویش محافظت می‌کند و نگهبان آنان است، خراج و مالیاتی که از مردم می‌گیرد بر او روا و حلال است؛ زیرا این مبلغ در واقع دستمزد و پاداش زحمات او در نقش چوپانی و هدایت‌گری جامعه است.

نکته ادبی: تشبیه پادشاه به چوپان و مردم به رمه، کنایه از وظیفه حراست حاکم است که در ادبیات سیاسی کهن بسیار رایج است.

وگرنه راعی خلقست زهرمارش باد که هر چه می خورد او جزیت مسلمانیست

اما اگر کسی که داعیه‌دار رهبری و چوپانی مردم است، در این امر کوتاهی کند، آن ثروت و خراجی که می‌خورد بر او همچون زهر باد؛ چرا که آنچه حاکم مصرف می‌کند، در اصل حق و دارایی مردم است که به عنوان مالیات به او پرداخت شده است.

نکته ادبی: واژه جزیه در اینجا به معنای عامِ خراج و مالیاتِ حق‌الناس به کار رفته است و به معنای خاصِ آن در فقه اسلامی اشاره ندارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره چوپانی و راعی

تشبیه حاکم به چوپان برای تأکید بر نقش مراقبتی و هدایت‌گری او نسبت به مردم.

تضاد حلال و زهر

تقابل میان درآمدِ مشروع و درآمدِ نامشروع که برای نشان دادن قبحِ خوردنِ مالِ مردم به کار رفته است.