مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۳۴

سعدی
ای نفس چون وظیفهٔ روزی مقررست آزاد باش تا نفسی روزگار هست
از پیری و شکستگیت هیچ باک نیست چون دولت جوان خداوندگار هست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر مفاهیمِ حکمتِ عملی و توکل، جانِ آدمی را به رهایی از بندِ تشویش‌های دنیوی فرا می‌خواند. شاعر با بیانی خیرخواهانه، دلیلِ اصلیِ آرامشِ خاطر را در دو رکن می‌بیند: نخست، اعتقاد به تضمینِ روزی از جانب مقدرات الهی که جای نگرانی برای معاش باقی نمی‌گذارد، و دوم، بهره‌مندی از سایه‌ی حمایتِ صاحب‌دولتی جوان و مقتدر که ضعفِ جسمانی و پیریِ انسان را جبران می‌کند.

فضای کلی حاکم بر این سخن، ترکیبی است از تسلیمِ خردمندانه در برابر قضا و قدر و امیدواری به پناهِ حاکم. این اشعار به خواننده القا می‌کند که پیری و ضعفِ ناشی از آن، با وجودِ حمایتِ مقتدرانه، امری نگران‌کننده نیست و باید عمر را تا زمانی که باقی است، در آزادیِ روحی و فراغتِ بال سپری کرد.

معنای روان

ای نفس چون وظیفهٔ روزی مقررست آزاد باش تا نفسی روزگار هست

ای جانِ من، از آنجا که بهره و روزیِ تو از پیش مقدر و تعیین شده است، پس تا وقتی که جانی در بدن داری و روزگاری سپری می‌کنی، آسوده‌خاطر و رها از غمِ معاش باش.

نکته ادبی: واژه‌ی وظیفه در اینجا به معنای حقوق و سهمیه‌ی معیشتِ تعیین‌شده است و تکرار واژه نفس، یکی به معنای جان و دیگری به معنای دم و لحظه‌ی زندگی است.

از پیری و شکستگیت هیچ باک نیست چون دولت جوان خداوندگار هست

از بابت پیری و ضعف و شکستگیِ جسمانیِ خود هیچ ترسی به دل راه مده، چرا که وجودِ پادشاهِ جوان‌بخت و سعادتمند، پشتوانه‌ای مستحکم برای توست.

نکته ادبی: واژه‌ی دولت در ادبیات کهن به معنای اقبال و بختِ بلند است و خداوندگار به معنای حاکم یا ولی‌نعمت به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

ایهام نفس

به معنای جان در مصراع اول و به معنای دم و لحظه‌ی زندگی در مصراع دوم به کار رفته است.

کنایه شکستگی

کنایه از پیری، فرسودگی و ضعفِ جسمانی است.

مجاز دولت

به جای خودِ پادشاه که صاحبِ سعادت و قدرت است، به کار رفته است.