مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۳۰

سعدی
دشمن اگر دوست شود چند بار صاحب عقلش نشمارد به دوست
مار همانست به سیرت که هست ورچه به صورت به در آید ز پوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه این ابیات، هشداری است خردمندانه نسبت به فریب ظاهرِ اشخاص؛ به ویژه کسانی که پیشینه‌ی دشمنی داشته‌اند. شاعر تأکید می‌کند که تغییرِ رفتارِ سطحی، هرگز به معنای تغییرِ ماهیت و نیتِ درونی نیست و خردمند نباید به راحتی اینگونه تغییراتِ نمایشی را باور کند.

استفاده از تمثیلِ مار و پوست‌اندازی، به خوبی این حقیقت را بازگو می‌کند که ذاتِ پدیده، مستقل از دگرگونی‌های صوری است. این ابیات دعوتی است به ژرف‌نگری و هوشیاری در روابط اجتماعی تا انسان به بهای ظاهرسازی، دچار غفلت و آسیب نگردد.

معنای روان

دشمن اگر دوست شود چند بار صاحب عقلش نشمارد به دوست

اگر دشمنی چندین مرتبه وانمود کرد که دوست است، شخصِ خردمند و هوشمند، هرگز او را به عنوان دوستِ واقعی به حساب نمی‌آورد.

نکته ادبی: ترکیب 'صاحب عقل' استعاره از انسانِ دوراندیش است و 'نشمارد به دوست' کنایه از عدم پذیرش در حلقه دوستان است.

مار همانست به سیرت که هست ورچه به صورت به در آید ز پوست

مار با وجود اینکه پوست‌اندازی می‌کند و ظاهرش دگرگون می‌شود، در باطن، خوی و سرشتِ اصلی‌اش همچنان همان مارِ زهرآگین باقی می‌ماند.

نکته ادبی: تقابلِ 'صورت' (ظاهر) و 'سیرت' (باطن) تضادِ معناییِ زیبایی ایجاد کرده است که بر ناپایداری ظاهر در برابر ثباتِ باطن تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) صورت و سیرت

تقابل میان ظاهر و باطن برای تأکید بر اینکه تغییرِ اولی، دلیلی بر تغییرِ دومی نیست.

تمثیل مار و پوست

تشبیه دشمنِ فریبکار به ماری که پوست می‌اندازد؛ ظاهری نو و آراسته دارد اما ماهیتش گزنده است.