مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۳

سعدی
در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست
کیمخت نافه را که حقیرست و شوخگن قیمت بدان کنند که پر مشک اذفرست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات به نکته‌ای عمیق در باب قضاوت انسانی اشاره می‌کند و ما را از ظاهر‌بینی برحذر می‌دارد. او با بیانی حکمت‌آمیز یادآور می‌شود که نباید اشخاص یا پدیده‌ها را تنها بر اساس نمای بیرونی و یا فقر ظاهری داوری کرد، چرا که حقیقتِ وجودی انسان‌ها اغلب در پسِ ظاهری ساده و حتی ناخوشایند نهفته است.

این ابیات ما را دعوت می‌کنند که همچون بینایانِ حقیقت‌جو، به عمقِ پدیده‌ها نفوذ کنیم و ارزشِ واقعی هر چیز را در گوهرِ باطنی آن جست‌وجو نماییم؛ چنان‌که بسیاری از حقایقِ بزرگ و ارزشمند، در کالبدهایی ساده و کم‌ادعا پنهان شده‌اند و قضاوتِ عجولانه و سطحی، ما را از درکِ این گوهرهای انسانی باز می‌دارد.

معنای روان

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

اگر ظاهرِ یک انسان فقیر و نیازمند در نگاهِ تو بی‌ارزش و کوچک می‌آید، کوته‌بین و سطحی‌نگر نباش؛ چرا که ممکن است در درونِ این ظاهرِ ساده و سنگ‌مانند، گوهری گران‌بها و باارزش نهفته باشد.

نکته ادبی: حقیر در اینجا به معنای ناچیز و کم‌ارزش است. واژه کوته‌نظر استعاره از کسی است که تنها به ظاهر امور می‌نگرد و از درک باطن عاجز است.

کیمخت نافه را که حقیرست و شوخگن قیمت بدان کنند که پر مشک اذفرست

آن کیسه‌ی کوچکِ مشک (نافه) که ظاهری خشن، ناصاف و بدبو دارد، تنها به این دلیل ارزش پیدا می‌کند و مورد توجه قرار می‌گیرد که در درونش مشکِ بسیار خوش‌بویی جای گرفته است.

نکته ادبی: کیمخت به معنای چرمِ خشن و ناصاف است. شوخگن به معنای چرکین و بدبو است. مشکِ اذفر یعنی مشکِ بسیار خوش‌بو و تند.

آرایه‌های ادبی

تضاد سنگ و گوهر

ایجاد تقابل میان ظاهرِ سنگی و خشن با ارزشِ درونی و گران‌بهایِ گوهر برای تأکید بر عدم قضاوتِ ظاهری.

تمثیل نافه مشک

استفاده از تمثیلِ نافه‌ی مشک برای نشان دادن اینکه ارزشِ حقیقی درونی است و نباید به خاطرِ ظاهرِ ناخوشایند، از ارزشِ واقعی غافل شد.

کنایه کوته‌نظر

کنایه از فردِ سطحی‌نگر که قدرتِ تشخیصِ باطن را از ظاهر ندارد.