مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۰

سعدی
هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟ یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی از عالم طبیعت، به تبیینِ جبرِ حاکم بر ذات و سرنوشتِ انسان می‌پردازد. او معتقد است که همان‌طور که ارزشِ ذاتیِ هر چیز، غیرقابل‌انکار است و کسی نمی‌تواند حقیقتِ بدیهیِ زیباییِ طاووس یا زشتیِ دیو را تغییر دهد، نیکی و بدی نیز در ذاتِ انسان سرشته شده است.

در واقع، شاعر به این حقیقت اشاره دارد که هر فرد بر اساسِ تقدیرِ ازلی و ذاتِ درونیِ خود عمل می‌کند و اعمالِ انسان، بازتابی از آن سرنوشتِ نوشته‌شده در لوحِ هستی است که از آن گریزی نیست.

معنای روان

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟ یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟

آیا هرگز پیش آمده که کسی زیباییِ پرِ طاووس را زشت بشمارد؟ یا کسی ادعا کند که دیوِ زشت‌سیرت، نگهبانِ زیباترین جایگاهِ بهشت (رضوان) است؟ (منظور اینکه ذاتِ اشیا تغییرناپذیر و واضح است.)

نکته ادبی: رضوان نامِ فرشته‌ی موکلِ بهشت است و در اینجا نمادِ زیبایی و کمال است. استفاده از فعلِ هست به صورتِ مخفف (ست) در انتهای مصراع‌ها برای حفظِ وزنِ شعر است.

نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

خوبی و بدی از همان آغاز در گوهر و ذاتِ انسان نهاده شده است. انسان‌ها همانندِ نامه‌ای هستند که محتوای آن از پیش تعیین شده و دیگران نیز تنها همان چیزی را از وجودِ آن‌ها می‌بینند و می‌خوانند که از پیش در آن درج شده است.

نکته ادبی: گهر در اینجا به معنای گوهر، ذات و سرشت است. نامه استعاره‌ای از سرنوشت و لوحِ تقدیر است که هر آنچه در آن رقم خورده، جاری می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟

پرسشی که پاسخِ آن منفی است و برای تأکید بر بدیهی بودنِ زیباییِ طاووس به کار رفته است.

تضاد (طباق) طاووس و دیو / زشت و بهشت

تقابلِ میانِ موجوداتِ زیبا و زشت برای نشان دادنِ تفاوتِ ذاتیِ اشیا و صفات.

استعاره نامه

اشاره به لوحِ تقدیر یا سرنوشتِ مکتوبِ هر فرد.