مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۴

سعدی
مرا گویند با دشمن برآویز گرت چالاکی و مردانگی هست
کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟ کند هرگز چنین دیوانگی مست؟
تو زر بر کف نمی یاری نهادن سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟