مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۳

سعدی
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی پندآموز، بر اهمیت آینده‌نگری و آمادگی در برابر مشکلات تأکید می‌ورزند. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی ملموس، ضرورتِ اقدام پیش‌دستانه را در هنگامِ آرامش گوشزد می‌کند و یادآور می‌شود که افسوس خوردن پس از وقوع حادثه، راهگشای هیچ مشکلی نخواهد بود.

درونمایه‌ی اصلی این سخن، خردورزی در مواجهه با حوادثِ محتمل است. عقل حکم می‌کند که پیش از آنکه ناگواری‌ها گریبان‌گیر شوند، باید تدبیر لازم اندیشیده شود، چرا که بعد از گذشتن کار از دست، پشیمانی و دریغ، سودی به حال انسان نخواهد داشت.

معنای روان

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

باید راه حل مشکلات را پیش از آنکه اتفاق بیفتند، پیدا کرد؛ زیرا وقتی کار از دست رفت و حادثه رخ داد، افسوس خوردن دیگر فایده‌ای ندارد.

نکته ادبی: واقعه به معنای رخداد و پیشامد است. دریغ در اینجا به معنای حسرت و افسوس است که در ادبیات کلاسیک بسیار کاربرد دارد.

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

در روزهای آرامش و سلامتی، تجهیزات و آمادگی‌های لازم برای مقابله با سختی‌ها را فراهم کن؛ زیرا وقتی سیلِ مصیبت جاری شد، دیگر نمی‌توان سدی در برابر آن ساخت و جلوی تخریب را گرفت.

نکته ادبی: روزگار سلامت کنایه از زمان آرامش و عافیت است. عبارت سد نشاید بست نشان‌دهنده ناتوانی در تغییر شرایط پس از وقوع حادثه است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

شاعر برای تبیین ضرورت آمادگی پیش از بحران، به تمثیلِ سدسازی در برابر سیل متوسل شده است.

کنایه رفت کار از دست

کنایه از ناتوان شدن در تغییر اوضاع و از دست رفتن فرصت‌ها.

تضاد روزگار سلامت و سلاح جنگ

تقابل میان زمان آرامش و هنگامه‌ی نبرد برای نشان دادن تضادِ وضعیتِ کنونی و شرایطِ آتی است.