مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۲

سعدی
چنین که هست نماند قرار دولت و ملک که هر شبی را بی اختلاف روزی هست
چو دست دست تو باشد دراز چندان کن که دست دست تو باشد اگر بگردد دست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عمیق و فلسفی به ماهیت ناپایدار قدرت و جایگاه دنیوی، بر اصلِ گریزناپذیرِ تغییر و تحول تأکید می‌ورزند. شاعر یادآور می‌شود که هیچ حکومتی و هیچ وضعیتی از دارایی و اقتدار، ابدی نیست و همان‌گونه که چرخه شب و روز بی‌وقفه در گردش است، چرخش روزگار نیز بساطِ بخت و اقبال را از کسی به کس دیگر منتقل می‌کند.

در بخش دوم، شاعر با رویکردی اخلاقی، توصیه‌ای خردمندانه ارائه می‌دهد؛ اینکه در زمانِ توانمندی و هنگامی که اختیار امور در دست شماست، باید از این فرصت برای انجام کار درست و خیر بهره جست. چرا که با چرخش چرخ گردون، ممکن است شرایط دگرگون شود و اقتداری که امروز در دست شماست، در آینده‌ای دور یا نزدیک به دست دیگری سپرده شود.

معنای روان

چنین که هست نماند قرار دولت و ملک که هر شبی را بی اختلاف روزی هست

وضعیتی که اکنون از دولت و ملک و اقتدار می‌بینی، به همین شکل باقی نمی‌ماند؛ زیرا همان‌طور که هر شب بدون استثنا به روز مبدل می‌شود، گردش روزگار نیز همواره در تغییر و دگرگونی است.

نکته ادبی: واژه «دولت» در متون کهن علاوه بر معنای سیاسی، به معنای بخت و اقبال نیز به کار می‌رود. «بی اختلاف» در اینجا به معنای بدونِ تفاوت یا بدونِ تخلف و حتمی بودنِ این رویداد است.

چو دست دست تو باشد دراز چندان کن که دست دست تو باشد اگر بگردد دست

حال که قدرت و اختیار امور در دستان توست و توانایی انجام کاری را داری، تا می‌توانی در کار خیر بکوش و دستگیری کن؛ چرا که ممکن است ورق برگردد و چرخ روزگار بچرخد، به‌گونه‌ای که آن جایگاهی که امروز در دست توست، از تو گرفته شود.

نکته ادبی: تکرار کلمه «دست» در این بیت، علاوه بر ایجاد ایهام و جناس، بر موضوعِ قدرتِ عملی و سلطه تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه شب و روز

اشاره به ناپایداری امور دنیا و گردشِ قهریِ تقدیر.

جناس و تکرار دست

استفاده مکرر از واژه دست برای تأکید بر قدرتِ عمل و تواناییِ فردی در حینِ حاکمیت.

تضاد شب و روز / اگر بگردد

برجسته ساختن مفهومِ تغییرِ احوال از طریقِ تقابل‌های دوتایی.