مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۱۰

سعدی
به سکندر نه ملک ماند و نه مال به فریدون نه تاج ماند و نه تخت
بیش از آن کن حساب خود که تو را دیگری در حساب گیرد سخت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر مفهوم ناپایداری دنیا و بی‌اعتباریِ قدرت و ثروت، مخاطب را به تاملی عمیق در گذر عمر و بی‌حاصلیِ دلبستگی به امور دنیوی فرامی‌خواند. شاعر با استناد به سرنوشتِ نامدارانِ تاریخ، نشان می‌دهد که دست سرنوشت میان پادشاهان و مردم عادی تفاوتی قائل نیست و همگان در برابرِ گذرِ زمان، یکسانند.

در بخش دوم، کلام از توصیفِ حالِ گذشتگان به اندرز و هوشیاریِ مخاطب معطوف می‌شود. دعوت به محاسبه نفس، اشاره‌ای مستقیم به اصلِ خودشناسی و اصلاحِ رفتار پیش از رسیدنِ زمانِ داوریِ سخت‌گیرانه است؛ مفهومی که در ادبیاتِ تعلیمیِ فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد و بر مسئولیت‌پذیریِ فردی تاکید می‌ورزد.

معنای روان

به سکندر نه ملک ماند و نه مال به فریدون نه تاج ماند و نه تخت

نه برای اسکندر و نه برای فریدون، هیچ ثروت، پادشاهی، تاج و تختی باقی نمانده است؛ پس این دارایی‌ها در برابرِ چرخِ روزگار، بی‌بنیاد و رفتنی هستند.

نکته ادبی: سکندر و فریدون به عنوان تلمیح به اسطوره‌ها و پادشاهانِ کهن به کار رفته‌اند تا شدتِ زوالِ دنیا را نشان دهند.

بیش از آن کن حساب خود که تو را دیگری در حساب گیرد سخت

پیش از آنکه در هنگامه‌یِ داوری، کسی دیگر (خداوند یا سرنوشت) به شدتِ تمام تو را موردِ بازخواست قرار دهد، خودت پیش‌دستی کن و اعمالت را بسنج و به اصلاحِ خویش بپرداز.

نکته ادبی: حساب گرفتن در اینجا کنایه از داوریِ اخلاقی و رسیدگی به اعمال است و واژه‌یِ سخت بر شدتِ آن حسابرسی دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح سکندر و فریدون

اشاره به نام شخصیت‌های اساطیری و تاریخی برای تأکید بر فناپذیری قدرت و شکوه دنیوی.

مراعات نظیر ملک، مال، تاج، تخت

همنشینی واژگان مربوط به پادشاهی و ثروت برای برجسته‌سازیِ نمادهای دنیوی.

کنایه حساب گرفتن

اشاره به بازخواستِ اخروی و یا محاسبه‌یِ اعمال انسان توسطِ وجدان یا ایزد.