گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۹۴

سعدی
بزرگی را پرسیدند با چندین فضیلت که دست راست راهست خاتم در انگشت چپ چرا می کنند گفت ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه با نگاهی نقادانه و طنزآمیز به بی‌عدالتی‌های حاکم بر جوامع انسانی می‌پردازد که در آن همواره جایگاه‌های ممتاز و اصلی نصیب افراد غیرشایسته می‌شود و اهل فضل و دانش از مدارج عالی محروم می‌مانند.

نویسنده با استفاده از یک تمثیل ساده و ملموس، واقعیتی تلخ را بیان می‌کند: نادیده گرفته شدنِ ارزش‌های واقعی و برتریِ ظاهری بر فضیلت‌های باطنی که ریشه در ساختارهای نادرست اجتماعی دارد.

معنای روان

بزرگی را پرسیدند با چندین فضیلت که دست راست راهست خاتم در انگشت چپ چرا می کنند گفت ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند.

از فردی بزرگوار که صاحب کمالات و فضایل بسیار بود پرسیدند: «چرا با وجود اینکه دست راست برای انجام کارهای اصلی و برتر، شایسته‌تر است، انگشتر را در انگشت دست چپ قرار می‌دهند؟» او در پاسخ گفت: «آیا نمی‌دانی که همواره اهل کمال و فضیلت، از جایگاه‌های اصلی و حقیقی خود محروم هستند؟»

نکته ادبی: در اینجا «دست راست» به معنای نمادِ برتری و اولویت است و «محروم بودن» در بافت متن، کنایه از مهجور ماندن و عدم دستیابی به موقعیت اجتماعیِ مناسب است.

آرایه‌های ادبی

کنایه اهل فضیلت همیشه محروم باشند

کنایه از اینکه در جامعه، افراد دانا و شایسته اغلب نادیده گرفته شده و از رسیدن به مقام و منزلتِ متناسب با دانش خود باز می‌مانند.

تمثیل نهادن خاتم در انگشت چپ

استفاده از یک رخدادِ ظاهری برای تبیینِ حقیقتی اجتماعی؛ همان‌طور که انگشتر در جایگاه نامناسب قرار گرفته، انسانِ فاضل نیز در موقعیتِ فرودست قرار داده شده است.