گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۹۱

سعدی
هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید
نه هر بازو که در وی قوتی هست به مردی عاجزان را بشکند دست
ضعیفان را مکن بر دل گزندی که درمانی به جور زورمندی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره پند و اندرزهای اخلاقی قرار دارند و بر پایه آموزه‌های انسانی و اخلاقی سروده شده‌اند. محور اصلی سخن، عدالت‌ورزی و شفقت نسبت به فرودستان است؛ شاعر هشدار می‌دهد که قدرت، مجوزی برای ستمگری نیست و هر عمل ظالمانه‌ای ممکن است روزی دامن‌گیر خودِ ستمگر شود.

درونمایه کلی این کلام، دعوت به فروتنی و پرهیز از تکیه بر زور بازو است. نویسنده با ترسیم چرخه‌ی پاداش و مکافات عمل، خواننده را به انسانیت و مراقبت از احوال ضعیفان فرامی‌خواند تا از گزند روزگار و جور قدرتمندان در امان بماند.

معنای روان

هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید

هر کس که نسبت به زیردستان و فرودستانِ خود رحم و مروّت نداشته باشد، دیر یا زود خود نیز گرفتارِ ظلم و ستمِ بالادستان و قدرتمندان خواهد شد.

نکته ادبی: تقابلِ میان «زیردستان» و «زبردستان» واژه‌آرایی تضاد است که برای نشان دادن چرخه‌ی مکافاتِ عمل به کار رفته است.

نه هر بازو که در وی قوتی هست به مردی عاجزان را بشکند دست

هر بازوی تنومند و قدرتمندی، نشانه‌ی مردانگی نیست و شایسته نیست که با تکیه بر قدرتِ فیزیکی، حقِ ناتوانان را ضایع کرد یا به آنان آسیب رساند.

نکته ادبی: واژه «مردی» در ادبیات کلاسیک به معنای جوانمردی، مروّت و فضیلت اخلاقی است، نه صرفاً زور بازو.

ضعیفان را مکن بر دل گزندی که درمانی به جور زورمندی

هرگز دلِ ضعیفان را با رفتارِ ناشایست و ستم نیازار، چرا که ممکن است روزی خودت دچارِ جورِ فردی قدرتمند شوی و همان رنجی را بکشی که بر دیگران روا داشتی.

نکته ادبی: «گزند» در اینجا به معنای آسیب و رنجی است که به روح و روانِ فرد ناتوان وارد می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) زیر دستان و زبر دستان

تقابلِ میانِ موقعیتِ اجتماعی افراد برای تبیینِ چرخه‌یِ عدالت و پیامدِ رفتارِ نیک و بد.

تضاد قوت و عاجزان

تقابلِ میانِ نیرومندی و ناتوانی برای نکوهشِ سوءاستفاده از قدرتِ بدنی در برابرِ ضعفا.

مراعات نظیر بازو و دست

ارتباطِ معنایی و ظاهری بینِ اعضای بدن برای تأکید بر قدرتِ فیزیکی انسان.