گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۸۷

سعدی
شب تاریک دوستان خدای می بتابد چو روز رخشنده
از تو بکه نالم که دگر داور نیست وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

مضمون کلی این ابیات، تبیین وضعیت روحی و معرفتی انسان در برابر خداوند است. در بیت نخست، تضاد میان تاریکی شب و درخشش روز برای اولیای حق به کار رفته تا نشان دهد چگونه نور ایمان، سیاهی‌ها را به روشنایی بدل می‌کند.

در بیت دوم، شاعر با لحنی نیایش‌گونه و تسلیم‌وار، خداوند را تنها پناه و تنها داور در هستی می‌داند که هیچ قدرتی فراتر از او نیست و هرگونه شکایت از شرایط، در نهایت راهی جز بازگشت به درگاه او ندارد.

معنای روان

شب تاریک دوستان خدای می بتابد چو روز رخشنده

شب‌های تاریک و سیاه برای اولیا و دوستانِ راه حق، همانند روزی پرنور و درخشان است، چرا که نورِ الهی در دل آن‌ها می‌تابد.

نکته ادبی: ترکیب دوستان خدای اشاره به اولیاءالله دارد. واژه می‌تابد با تشبیه به روز، کیفیتی درونی و معنوی را به تصویر می‌کشد.

از تو بکه نالم که دگر داور نیست وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست

خدایا، وقتی که تو تنها داور و قاضیِ عادل هستی، باید از تقدیرِ تو به چه کسی شکایت ببرم؟ چرا که بالاتر از قدرت و اراده‌ی تو هیچ قدرتی در هستی وجود ندارد.

نکته ادبی: داور در اینجا به معنای قاضی و حکم‌کننده است. دست بالاتر کنایه از اقتدار مطلق و نفوذ بی‌رقیب است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه می‌تابد چو روز رخشنده

مقایسه روشنایی شبِ دوستان خدا با روز روشن برای نشان دادن آرامش درونی و بصیرت آنان.

کنایه دست بالاتر نیست

کنایه از اینکه هیچ قدرت یا حکمی فراتر از قدرت و حکم الهی نیست.

استفهام انکاری از تو بکه نالم که دگر داور نیست

پرسشی که پاسخ آن منفی است و تأکیدی بر این نکته است که چون جز او داوری نیست، شکایت به غیر بیهوده است.