گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۸۲

سعدی
گه اندر نعمتی مغرور و غافل گه اندر تنگ دستی خسته و ریش
چو در سرا و ضرا حالت این است ندانم کی به حق پردازی از خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این اشعار بر تبیین نوسان‌های همیشگی وجود آدمی در گردونه‌ای از رفاه و سختی تمرکز دارد. شاعر با نگاهی عبرت‌آمیز، انسان را موجودی می‌بیند که در خوشی‌ها گرفتار کبر و فراموشی می‌شود و در ناخوشی‌ها درگیر اندوه و ناتوانی و رنج است.

مقصود نهایی شاعر، دعوت به رهایی از بند خودخواهی و توجه به حقیقت مطلق است. او با پرسشی کنایه‌آمیز، تداوم سرگردانی آدمی میان حالات درونی را نقد می‌کند و می‌پرسد تا کی قرار است این پریشانی ادامه یابد و زمان آن نرسیده است که انسان از قید 'من' عبور کرده و به مبدأ هستی بپردازد.

معنای روان

گه اندر نعمتی مغرور و غافل گه اندر تنگ دستی خسته و ریش

گاه در هنگام برخورداری از نعمت‌ها مغرور و از حقیقت غافل می‌شوی و گاه در هنگام فقر و تنگ‌دستی، خسته و زخمی از حوادث روزگار می‌گردی.

نکته ادبی: تنگ‌دستی در اینجا به معنای فقر و سختی معیشت است و 'ریش' در متون کلاسیک به معنای زخم و جراحت است که کنایه از رنج کشیدن و دردمندی است.

چو در سرا و ضرا حالت این است ندانم کی به حق پردازی از خویش

چون وضعیت تو در هنگام آسایش (سراء) و سختی (ضراء) همیشه چنین متغیر است، نمی‌دانم چه زمانی از خودخواهی و توجه به نفس خویش دست برمی‌داری و به سوی حقیقتِ مطلق روی می‌آوری.

نکته ادبی: سراء و ضراء دو واژه عربی متضاد به معنای خوشی و ناخوشی هستند که در ادبیات کهن فارسی بسیار کاربرد دارند. 'پرداختن به حق' در اینجا کنایه از توجه قلبی و معنوی به خداوند است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نعمتی و تنگ‌دستی، سراء و ضراء

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن ناپایداری احوالات انسانی و تقابل دائمی میان رفاه و سختی.

کنایه ریش

کنایه از دردمندی، آسیب‌دیدگی و رنج کشیدن انسان در برابر ناملایمات روزگار.

تلمیح سراء و ضراء

اشاره به تقابل مفاهیم قرآنی در باب شرایط زندگی بشر که نشان‌دهنده احاطه انسان بر دو وضعیت متغیر عسر و یسر است.