گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۸۱

سعدی
از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید
چو گاو ار همی بایدت فربهی چو خرتن به جور کسان در دهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تاکید دارند که دست‌یابی به مدارج عالی و موفقیت واقعی، جز در سایه‌ی تلاش، کسب هنر و دوری از لذت‌جویی‌هایِ نفسانی ممکن نیست. شاعر با رویکردی انتقادی، هرگونه کامیابیِ بی‌دردسر و مفت را با ذلت و بهره‌کشی برابر می‌داند.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، دعوت به خویشتن‌داری و کسبِ مهارت است؛ چرا که رهبری و سروری تنها برازنده‌ی کسانی است که با گذر از امیالِ دنیوی، به کمالِ وجودی رسیده‌اند و تن به خفتِ وابستگی نداده‌اند.

معنای روان

از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید

از فردی که تنها به دنبال ارضای شهوات و خوش‌گذرانی است، مهارت و دانشی حاصل نمی‌شود و کسی که از هنر و فضیلت بی‌بهره باشد، شایستگی مقامِ پیشوایی و ریاست را ندارد.

نکته ادبی: نفس‌پرور کنایه از انسان تن‌پرور و غرق در خواهش‌های نفسانی است که مانع شکوفایی استعدادها می‌شود.

چو گاو ار همی بایدت فربهی چو خرتن به جور کسان در دهی

اگر به دنبال آسایش و فربهی همچون گاو هستی، ناچار باید همانند خر، زیر بار ستم و بهره‌کشی دیگران تن دهی و ذلت را بپذیری.

نکته ادبی: تشبیه به گاو و خر برای تقبیح تن‌پروری و تن‌دادن به استثمار در ازای منافع مادی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو گاو / چو خر

شاعر با استفاده از تشبیه انسانِ تن‌پرور به گاو و خر، حقارت و استثمار ناشی از تن‌پروری را به تصویر کشیده است.

کنایه نفس‌پرور

اشاره به کسی که اسیرِ امیالِ جسمانی است و از تلاش برای کسب فضیلت باز مانده است.