گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۶۹

سعدی
مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن.
ای بناموس کرده جامه سپید بهر پندار خلق ونامه سیاه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، نکوهش ریاکاری و نفاق در رفتار و کردار انسان است. شاعر با زبانی تند و صریح، مرز میان دین‌داری حقیقی و تظاهر به پارسایی را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که آراستگی ظاهری هرگز نمی‌تواند پلیدی‌های باطنی و ناپاکی‌های نهان را بپوشاند.

این کلام در پی تبیین این حقیقت است که ارزش انسانی نه در جامه و ظواهر، بلکه در مروت و اخلاص نهفته است. در واقع، کسی که در پی کسب اعتبار نزد مردم است اما باطنی تاریک دارد، در نگاه حقیقت‌بین، هیچ تفاوتی با رهزنان و فریبکاران ندارد.

معنای روان

مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن.

مردی که از فضیلت انسانی و جوانمردی بهره‌ای ندارد، فاقد گوهر مردانگی است و عابدی که انگیزه‌اش از عبادت، طمع و سودجویی است، در حقیقت راهزنی است که دین را دستمایه فریب قرار داده است.

نکته ادبی: واژه «مروت» به معنای جوانمردی و انصاف است و «زن» در این سیاق ادبی کهن، کنایه از ضعف یا فقدان صلابت اخلاقی است.

ای بناموس کرده جامه سپید بهر پندار خلق ونامه سیاه

ای کسی که برای کسب احترام و خودنمایی، لباس سفید پارسایی پوشیده‌ای؛ بدان که با این تظاهر، تو تنها به دنبال فریب دادن دیگران هستی، در حالی که در پیشگاه حقیقت، پرونده اعمال تو سیاه و آلوده است.

نکته ادبی: «بناموس» در اینجا به معنایِ دست‌یازی به تظاهر و ریا برای حفظ آبرو یا جلب توجه است و «نامه» به معنای صحیفه اعمال است که در فرهنگ عرفانی و اخلاقی، نشان‌دهنده احوال درونی انسان است.

آرایه‌های ادبی

کنایه مرد بی مروت

کنایه از کسی است که از خصایل والای اخلاقی و انسانیت تهی است.

تضاد جامه سپید و نامه سیاه

تقابل میان رنگ سفید جامه با سیاهیِ اعمال، برای نشان دادن عمق نفاق و تضاد میان ظاهر و باطن به کار رفته است.

تمثیل عابد با طمع رهزن

تشبیه عابدِ طماع به راهزن، برای نشان دادن اینکه عملِ ریاکارانه، مانند سرقت، آسیب‌زاست و اصالت ندارد.