گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۶۷

سعدی
حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه را دشمن می دارد.
مردکی خشک مغز را دیدم رفته در پوستین صاحب جاه
الا تا نخواهی بلا بر حسود که آن بخت برگشته خود در بلاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه این کلام، واکاوی روان‌شناختی خصلت نکوهیده حسادت و پیامدهای درونی آن برای خودِ فرد حسود است. نویسنده با نگاهی حکیمانه، حسادت را نه تنها گناهی در برابر لطف و بخشش خداوند، بلکه ابزاری برای شکنجه و نابودیِ خودِ حسود می‌داند.

این اثر هشدار می‌دهد که فرد حسود پیش از آنکه بتواند به دیگران آسیب بزند، در آتشِ حسرت و رنج درونی خویش می‌سوزد و در واقع، خودِ این خصلتِ ناپسند، بزرگ‌ترین بلا و مجازات برای اوست.

معنای روان

حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه را دشمن می دارد.

فرد حسود نسبت به نعمت‌هایی که خداوند به دیگران بخشیده، تنگ‌نظر است و به همین دلیل، با کینه‌توزی، انسان‌های بی‌گناهی را که مرتکب خطایی نشده‌اند، دشمن می‌دارد.

نکته ادبی: استفاده از عبارت 'نعمت حق' نشان‌دهنده جهان‌بینی توحیدی است که بر اساس آن، هرچه در عالم هستی توزیع شده، اراده الهی است و مخالفت با آن، نوعی طغیان محسوب می‌شود.

مردکی خشک مغز را دیدم رفته در پوستین صاحب جاه

شخصی نادان و کم‌خرد را دیدم که در حال بدگویی، عیب‌جویی و ستیز با فردی صاحب‌منصب و محترم بود.

نکته ادبی: واژه 'مردک' نشانه تحقیر است و 'پوستین در کسی رفتن' کنایه‌ای مشهور از غیبت کردن، عیب‌جویی و هجمه ناجوانمردانه به حیثیت دیگران است.

الا تا نخواهی بلا بر حسود که آن بخت برگشته خود در بلاست

هرگز برای فرد حسود، آرزوی گرفتاری و رنج نداشته باش، زیرا آن انسان تیره‌بخت و بدعاقبت، هم‌اکنون به واسطه آتش حسادتی که در درون دارد، در بزرگ‌ترین گرفتاری و بلا گرفتار است.

نکته ادبی: عبارت 'الا تا' در اینجا اداتِ تنبیه و هشدارِ مؤکد است و 'بخت برگشته' به معنای کسی است که از اقبال و سعادت دور افتاده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه رفته در پوستین صاحب جاه

کنایه از غیبت کردن، پشت سر کسی بدگویی کردن و هجمه بردن به آبروی فردی صاحب‌مقام.

استعاره خشک‌مغز

استعاره از فرد نادان، کم‌فهم و کسی که از اندیشه و درک درست تهی است.

تضاد مفهومی حسود در بلاست

اشاره به این حقیقت اخلاقی که رنج حسادت، خودِ حسود را پیش از هر کس دیگری گرفتار و آزار می‌دهد.