گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۶۵

سعدی
صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد
مسکین حریص در همه عالم همی رود او در قفای رزق و اجل در قفای او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی حکیمانه و عارفانه به مقوله‌ی تقدیر، به خواننده یادآور می‌شود که تلاش‌های مادیِ بی‌حدوحصرِ انسان برای کسب روزی، زمانی که از مرز اعتدال بگذرد، بیهوده است؛ چرا که رزق و زمان مرگ، از پیش تعیین شده‌اند.

نویسنده در این کلام، تصویری از پوچیِ حرص و طمع دنیوی ترسیم می‌کند و به جایِ اضطراب دائمی برای آینده، به پذیرشِ تقدیر و آرامشِ درونی دعوت می‌کند.

معنای روان

صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد

صیاد تا زمانی که روزی‌اش مقدر نشده باشد، نمی‌تواند در رودخانه دجله صیدی به دست آورد و ماهی نیز تا زمانی که زمان مرگش فرا نرسیده باشد، بر روی خشکی جان نمی‌سپارد.

نکته ادبی: واژه‌ی 'اجل' در اینجا به معنای زمان مرگ و پایانِ حیاتِ مقدر است که تقابلی میان تلاشِ صیاد و تقدیرِ ماهی ایجاد کرده است.

مسکین حریص در همه عالم همی رود او در قفای رزق و اجل در قفای او

انسانِ تهیدست و طمع‌کار، برای به دست آوردن مال دنیا، سراسر جهان را زیر پا می‌گذارد؛ در حالی که او در پی به دست آوردن روزی است، اما مرگ بی‌سروصدا در تعقیب اوست.

نکته ادبی: ترکیب 'در قفای' به معنای در پی یا پشت سر است که استعاره‌ای از تعقیب و گریزِ انسان و مرگ می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل معنایی او در قفای رزق و اجل در قفای او

تقابل میان تلاش انسان برای رسیدن به روزی و حرکت مرگ به سوی انسان که بر بی‌حاصلیِ حرص تأکید دارد.

مراعات نظیر صیاد، ماهی، دجله

به‌کارگیری واژگانی که در یک حوزه معنایی هستند و تصویری ملموس برای درکِ مفهوم تقدیر ساخته‌اند.