گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۶۲

سعدی
دو چیز محال عقل است خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه به کفر یا به شکایت بر آید از دهنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این گزاره‌ها به مفهوم تقدیرگرایی و تسلیم در برابر مشیت الهی می‌پردازند. درونمایه اصلی، پذیرش محدودیت‌های انسانی در تغییرِ سرنوشتِ نوشته‌شده است؛ به این معنا که روزی و عمر آدمی، پیش از تولد تعیین شده‌اند و هیچ تلاش یا شکایتی نمی‌تواند در این جریان از پیش تعیین‌شده تغییری ایجاد کند.

فضای کلام، فضایی خردمندانه و استوار است که انسان را به آرامش در برابر ناملایمات دعوت می‌کند. هدف نویسنده و شاعر، زدودن اضطراب از جان آدمی نسبت به آینده و معیشت است تا با درک قطعی بودنِ امرِ الهی، از رنج بیهوده کاسته شود.

معنای روان

دو چیز محال عقل است خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.

از دیدگاه عقل و منطق، دو امر غیرممکن وجود دارد: یکی اینکه کسی بتواند بیش از آنچه برایش در تقدیر و قسمت مشخص شده است، روزی به دست آورد و دیگری اینکه کسی پیش از زمانی که برای مرگش مقدر شده است، از دنیا برود.

نکته ادبی: رزق مقسوم به معنای روزیِ قسمت‌شده است و اشاره به باور تقدیرگرایی در ادبیات کلاسیک دارد که در آن هر فرد سهم مشخصی از مواهب دنیوی دارد.

قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه به کفر یا به شکایت بر آید از دهنی

فرمان الهی و سرنوشت انسان به هیچ‌وجه تغییر نمی‌کند، حتی اگر فردی هزاران بار ناله و فریاد سر دهد یا در اوج ناامیدی، به شکایت روی آورد و از روی کفر سخن بگوید.

نکته ادبی: ور مخفف و اگر است. قضا در اصطلاح عرفانی و کلامی به معنای حکم و سرنوشتی است که از جانب خداوند برای عالم صادر شده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه هزار ناله و آه

برای نشان دادن شدت بیهودگیِ تلاش در برابر تقدیر، عدد هزار به صورت اغراق‌آمیز برای شمارش ناله‌ها به کار رفته است.

تضاد و تقابل به کفر یا به شکایت

اشاره به اینکه حتی شدیدترین واکنش‌های روانی انسان و نافرمانی‌ها نیز در سد نفوذناپذیر تقدیر بی‌اثر است.