گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۵۲

سعدی
عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گریز رای. رای بی قوت مکر و فسونست و قوت بی رای جهل و جنون.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با بیانی تمثیلی و استعاری به نقدِ انفعالِ عقل در برابر خواهش‌های نفسانی می‌پردازد و جایگاه مدیریت و توانایی را در کنشگری فرد تبیین می‌کند. نویسنده هشدار می‌دهد که هرگاه خرد در بندِ هوای نفس گرفتار شود، از کارایی ساقط گشته و انسان را به استیصال می‌کشاند.

در بخش دوم، بر ضرورتِ پیوندِ ناگسستنی میان اندیشه و قدرت تأکید می‌شود؛ چرا که خردِ بدون توانِ اجرایی، تنها به مکر و نیرنگ می‌انجامد و قدرتِ بدون پشتوانه خرد، منشأ نادانی و جنون است.

معنای روان

عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گریز رای. رای بی قوت مکر و فسونست و قوت بی رای جهل و جنون.

عقل در چنبره خواهش‌های نفسانی چنان اسیر شده است که همانند مردی ناتوان که در بند زنی حیله‌گر گرفتار است، راه به جایی نمی‌برد. اندیشه و برنامه‌ریزی بدون قدرتِ اجرایی، تنها به نیرنگ و فریب می‌ماند و قدرتِ بی‌بهره از اندیشه، چیزی جز نادانی و دیوانگی نیست.

نکته ادبی: عبارت 'زن گریز رای' کنایه از زنی است که به سرعت تغییر موضع می‌دهد یا با تدبیرهای ناپایدار و فریبنده سعی در مدیریت شرایط دارد. استفاده از واژه 'فسون' به معنای سحر و نیرنگ، بار معناییِ فریبنده بودنِ اندیشه بی‌عمل را دوچندان کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گریز رای

نویسنده برای ملموس‌تر کردنِ اسارتِ عقل در بندِ نفس، آن را به گرفتاریِ مردی ضعیف در چنگِ زنی فریبکار تشبیه کرده است تا ناپایداری و مغلوب بودنِ خرد در این وضعیت را نشان دهد.

تقابل (تضاد) رای و قوت

برقرار کردنِ تقابل میان تدبیر (رای) و توانمندی (قوت) برای نشان دادنِ ضرورتِ پیوندِ این دو رکن در موفقیت و پرهیز از افراط و تفریط.

سجع و موازنه رای بی قوت مکر و فسونست و قوت بی رای جهل و جنون

بهره‌گیری از وزنِ کلامی و قرینه‌سازی برای ایجادِ آهنگ و تأکید بر پیامِ متن که همان لزومِ هم‌افزاییِ فکر و عمل است.