گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۴۵

سعدی
کشتن بندیان تأمل اولی تر است به حکم آن که اختیار باقیست توان کشت و توان بخشید و گر بی تأمل کشته شود محتمل است که مصلحتی فوت شود که تدارک مثل آن ممتنع باشد
نیک سهل است زنده بی جان کرد کشته را باز زنده نتوان کرد
شرط عقلست صبر تیر انداز که چو رفت از کمان نیاید باز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی خردمندانه بر اهمیت تأمل و خویشتنداری در اتخاذ تصمیم‌های خطیر، به‌ویژه مواردی که جان انسان‌ها در میان است، تأکید دارد. نویسنده بر این باور است که قدرتِ تصمیم‌گیری تا زمانی که عملی نشده، نعمتی است که باید با احتیاط از آن بهره جست تا از پشیمانی‌های جبران‌ناپذیر جلوگیری شود.

در این قطعه، با بهره‌گیری از تمثیل‌های ساده و ملموس، به تضاد میان سهولتِ تخریب و دشواریِ بازسازی اشاره شده است. پیام بنیادین اثر این است که انسان عاقل، پیش از آنکه دست به کاری بزند که راه بازگشتی ندارد، باید با صبر و تدبیر، جوانب امر را بسنجد.

معنای روان

کشتن بندیان تأمل اولی تر است به حکم آن که اختیار باقیست توان کشت و توان بخشید و گر بی تأمل کشته شود محتمل است که مصلحتی فوت شود که تدارک مثل آن ممتنع باشد

در کشتن زندانیان باید تأمل و درنگ کرد، زیرا تا زمانی که حکم اجرا نشده، اختیار بخشش یا مجازات در دست حاکم است. اگر بدون فکر و شتابزده حکم مرگ صادر شود، ممکن است فرصتی مفید یا مصلحتی مهم از دست برود که جبران آن دیگر ناممکن باشد.

نکته ادبی: واژه «تأمل» به معنای درنگ و اندیشیدن است و «بندیان» جمع بند و در اینجا به معنای زندانیان است. ساختار جمله منطقی و بر پایه استدلال است.

نیک سهل است زنده بی جان کرد کشته را باز زنده نتوان کرد

کشتن یک انسان زنده کار بسیار آسان و ساده‌ای است، اما بازگرداندن جان به کسی که کشته شده، برای هیچ‌کس ممکن نیست.

نکته ادبی: بهره‌گیری از تضاد (طباق) میان «زنده» و «کشته» برای تأکید بر بازگشت‌ناپذیری عمل قتل.

شرط عقلست صبر تیر انداز که چو رفت از کمان نیاید باز

از نشانه‌های خردمندی و عقلانیت این است که تیرانداز در پرتاب تیر شتاب نکند؛ زیرا وقتی تیر از کمان رها شد، دیگر هیچ راهی برای بازگرداندن آن به چله کمان وجود ندارد.

نکته ادبی: تشبیه تصمیم به تیر و موقعیت به کمان؛ رها کردن تیر نماد انجام عملی است که دیگر امکان تغییر در آن نیست.

آرایه‌های ادبی

تمثیل تیرانداز و تیر

برای نشان دادن اینکه هر عملی عاقبتی دارد که پس از وقوع دیگر در اختیار فاعل آن نیست.

تضاد (طباق) زنده و کشته

برجسته کردن تفاوت ماهوی میان هستی و نیستی و تأکید بر اهمیت تصمیم‌گیری.

استعاره شرط عقل

اشاره به اندیشه و خردورزی به عنوان مبنای عمل که مانند یک شرط لازم برای تیرانداز ترسیم شده است.