گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۴۲

سعدی
گر جور شکم نیستی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی. حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رمق و جوانان تا طبق بر گیرند و پیران تا عرق بکنند اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی نکته‌سنج و طنزآمیز، تأثیر بی‌چون و چرای غرایز، به‌ویژه اشتها را بر رفتار جانداران بررسی می‌کند و آن را عامل اصلی اسارت و دام‌گستری می‌داند. نویسنده با طبقه‌بندی دقیق گروه‌های مختلف، از خردمندان تا پرخوران، تقابل میان پارسایی و شکم‌بارگی را با زبانی روان و شیوا ترسیم کرده است.

در این پاراگراف، تفاوت‌های رفتاری میان طبقات مختلف جامعه نسبت به امر خوراک به تصویر کشیده شده که از اعتدالِ اهل معرفت تا افراطِ برخی دیگر را دربرمی‌گیرد و نشان می‌دهد چگونه میل به خوردن، هر گروهی را با هدفی متفاوت به تکاپو می‌اندازد.

معنای روان

گر جور شکم نیستی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی. حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رمق و جوانان تا طبق بر گیرند و پیران تا عرق بکنند اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.

اگر نیاز و فشارِ شکم نبود، هیچ پرنده‌ای در دامِ شکارچی گرفتار نمی‌شد و اصلاً شکارچی هم دامی بر سر راهِ آن‌ها نمی‌گسترد.

نکته ادبی: جور به معنای ظلم و ستم است که در اینجا استعاره از فشارِ غریزه گرسنگی است. واژه نیوفتادی و ننهادی شکل‌های کهنِ فعل ماضی استمراری یا شرطی هستند.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) چندان که در معده جای نفس نماند

توصیفِ شدتِ پرخوری به حدی که حتی فضای تنفس را در بدن اشغال کرده است.

تضاد و تدریج (طباق) حکیمان... عابدان... زاهدان... جوانان... قلندران

مرتب‌سازی گروه‌ها از کم‌خوراک‌ترین (حکیمان) به پرخورترین (قلندران) که موجب ایجاد طنز و تأکید بر تفاوت منش آن‌ها شده است.

کنایه جور شکم

اشاره به غریزه گرسنگی که مانند حاکمی ظالم، انسان و حیوان را به بردگیِ نیازهای خود در می‌آورد.